پرونده آدم ربایی

ناشر سند : مهسا رویین تن مشاهده پروفایل ناشر

مهسا رویین تن وکلای دادگستری
شماره پروانه:
25358
آغاز فعالیت:
1394
حوزه قضایی:
نتیجه:

برائت

شماره پرونده: 94/10/02-12
دادگاه کیفری یک (شعبه 10)

ماده 120 قانون مجازات اسلامي

نماینده دادستان به رغم ارسال دعوت کتبی نیامده‌است. قاضی دستور جلسه را می‏‌خواند: شاکی عزیز. که در جلسه پیشین نیامده به رغم تأکید و تصریح به ضرورت حضور ایشان در اخطاریه هم‏چنان از حضور در جلسه خودداری کرده‏‌اند و این نکته را لازم به توضیح می‏‌داند آقای ... که خود را وکیل شاکی معرفی کرده بود در حالی که وکالت تفویضی از وی نداشته و وکالت از همسرش  قابلیت وکالت از عزیز ... را نداشته است. آقای ... امروز نیز با ارائه وکالتنامه خود را وکیل شاکی معرفی کرده، اما برخلاف ماده 103 قانون مالیات‌‏های مستقیم حق‌الوکاله مشخص نشده بود تا حسب مقرره 5% آن تمبر باطل شود و نهایتاً وکالت وی مقبول نیست. در صورت رفع نقص می‌‏تواند در ادامه فرآیند رسیدگی به عنوان وکیل شاکی در پرونده حضور یابند. شاکی دیگر آقای ... در جلسه حاضرند. متهمین با وکلایشان حاضرند. از شهود به رغم تأکید و تصریح و تعهد  آقای سجاد  مبنی بر تأکید و اطلاع به میلاد. حاضر نشده اما آخوند. و سجاد. حاضرند که مورد تأکید وکلای متهمان و بازپرسی بوده‌است. جلسه جهت استماع شهادت شهود است. پس از ذکر مقدمه لزوم مواد 193 و 194 و 354 و 356 قانون آیین دادرسی کیفری به متهمین و شاکی و سایر شرکت‏‌کنندگان در جلسه تذکر دهد. اعلام مشخصات آدرس، اطلاع تغییر آدرس، رعایت  نظم دادگاه و اینکه اخلال در نظم دادگاه موجب حبس قطعی از 1 تا 5 روز خواهد گردید. متهمین مراقب اظهارات خود باشند. کسی برخلاف وجدان و حقیقت و ادب و قانون و بدون اجازه در دادگاه سخن نگوید.


منشی درخواست را قرائت می‏‌کند. احتراماً بنا به پرونده مذکور متهمین احمد و اکبر مشارکت در آدم‌ربایی با وسیله نقلیه و آزار و سرقت مقرون به آزار اموال و مدارک شاکی و بهزاد، به معاون در آدم‌ربایی، شاهین و فاقد سابقه: معاونت و فرهاد به عنوان معاونت در جرم.


مدارک: 1ـ گزارش نیروی انتظامی؛ 2ـ تحقیقات؛ 3ـ شکایت شاکی؛ 4ـ فیلم دوربین مداربسته؛ 5ـ نحوه دستگیری.


مستندات: مواد 12 و 126 و 132 قانون مجازات اسلامی و مواد 2689 و 279 قانون آیین دادرسی کیفری مجرم شناخته شده‌اند.


پس از قرائت کیفرخواست دادگاه خطاب به یکی از شکات که حاضر است، مدارک وی را می‏خواهد و اینکه با معرفی خود شکایتش را عنوان کند.


ـ راننده خودرو سنگین ـ مجرد ـ ایرانی ـ دیپلم ـ شیعه ـ آریاشهر.


از شخص خاصی شکایت نکرده‏‌ام. عده‏ای مرا به اسم مأمور اطلاعات برده‏‌اند و وقتی برگشت به خانه گفته‌‏اند که تو را ربوده بوده‏اند و پول می‏‌خواستند. در حال حاضر تقاضای رسیدگی دارم و از آقایان شکایت دارم.


ـ واقعه با چه کیفیت و توسط چه کسانی صورت گرفت؟


ـ منتظر آقای عزیز. جلوی رستوران بودم. عزیز. و بهزاد. قرار داشتند. د. اصرار کرده بوده داخل رستوران بروند. بعد کسی آمده با ماشین و لباس و بیسیم شخصی و گفته مأمور اطلاعات است و او را به کتک گرفته‌اند و برده‌اند و تلفنی حرف زده و پرسیده‌اند چه کار می‏کنی و با عزیز چه نسبتی داری؟ و او هم می‏آید و گفته‏ اند زنگ بزن که این جا پارک کردی و مدتی بعد عزیز را هم آورده ‏اند. ... با ناسزا و صدای بلند می‌‏گفته می‏‌گویید یا شما را می‏‌بریم مقر؟ می‌گفتیم چه بگویم؟ نمی‏‌گفت. هرچه اطلاعات شخصی داشته‏‌اند به عنوان اظهارات مکتوب کرده‏اند و چند ورقه سفید امضا گرفته ‏اند. در هنگام رفت و آمدها با روپوش سفید و سرپایین می‌‏بردند و در اتاق نگه می‏داشتند می‏گفته‏‌اند هر کاری کردی بگو و بگو پول از کجا آوردی و... رفت و آمدها ادامه داشته تا اینکه زنگ به صدا درآمده و همسایه روبه‏ رویی گفت آقای بهزاد است و بعد از چند ساعت ما را آزاد کردند و وسایل را خالی تحویل دادند. فلش‏ها را بردند. موقع آزادی متوجه شدم عزیز اتاق بغلی بوده. فردایش ساعت 9 آنها را آزاد کرده است و حدس می‏‌زنم تهرانسر بودیم. حدوداً از 4 عصر تا 4 صبح در یک خانه بوده‏‌ایم بعد به خانه دیگری رفته‏‌ایم.


ـ چرا کیف مدارک با شما بوده؟ مدارک بوده‌اند؟ دسته چک و مدارک ماشین و بیمه.


از پایه مدارک نبوده‌‏اند ورقه ‏های سفید امضاء. از عزیز  مدرک من ندیدم بگیرند ولی گفته مدارک او را برده‌اند و نگفته چه مدارکی دقیقاً. گفته چک‏ها و قراردادها.


ـ آیا بعد از این حادثه رابطه شما با عزیز ادامه داشته؟


-گاهی نه مثل سابق.


91/8/20 تاریخ آدم‌ربایی است. آیا بعد از این مدت عزیز  با توجه به روابطی که با هم داشتید مدعی نشده‌اند که مدارک به ایشان بر گردانده شده؟ آیا از مدارک استفاده شد؟ مدارک پیدا نشده و برگشت هم داده نشده و اجرا هم نشده چک‏ها.


ـ در موقع آدم‌ربایی ادعایی سریعاً گفتید ... حضور داشته و دیگر متهمین حضور نداشته‏ اند. بنابراین شکایت شما از بهزاد از چه بابتی است؟ خونه دوم که ما را بردند زعفرانیه خانه او بوده ابتدا شک کردم در روند پرونده یقین یافتم.


ـ شما در طرح شکایت در جلسه دادگاه گفتید از اول قصد طرح شکایت نداشتید پس چطور شد چنین کردید؟


ـ بهزاد به خواهرزاده ام زنگ زده بوده که پلاک را به آشنایم در آگاهی می‏دهم که پیدایشان کنند نگران نباش و اصرار داشته است. خانواده پول نداده‏‌اند اما خودم آسیب روحی دیده‌‏ام.


دادگاه خطاب به ... کارت ملی را می‏خواهد. می‏‌گوید مدارکش را فراموش کرده‌است و شماره ملی‌اش را نمی‏داند و شغلش پخش گل و گیاه است. دیپلم، متأهل، ایرانی، یک فرزند، شیعه، سابقه کیفری دارد. در حد یک هفته بازداشت بوده و بعد آزاد شده است. شماره محل کارش را نمی‌‏داند.


اتهام را قاضی می‏‌خواند: 1ـ آدم ربایی؛ 2ـ اذیت و آزار؛ 3ـ خود را مأمور اطلاعات جا زدن؛ 4ـ اخذ سفید امضاء.


دفاع: کذب محض است. حرفی ندارم. من فقط رفتم رستوران نارنجستان از بهزاد مدارک پرونده‌ای را بگیرم و به آقای مهندس  برسانم. این فرد وکیل بوده اما قبلاً مهندس بوده‌است و الآن فوت شده‌است.


ـ چرا شما واسطه وکالت بوده‌‏اید؟


ـ من این وکیل را می‏‌شناختم و ایشان هم دنبال وکیل بود.


ـ وکالت مستلزم صحت برای انعقاد قرارداد و شرایط آن است. بنابراین واسطه‏‌گری برای گرفتن وکیل وجهی ندارد. چه توضیحی دارید؟


ـ مهندس و پسرش وکیل بودند و می‏خواستند پرونده را مطالعه کنند تا ببینند آن را قبول کنند یا نه؟


ـ شما به رستوران رفتید و موکل حاضر بوده می‏‌‌توانستید وکیل را هم دعوت کنید به آدرس وی با بهزاد مراجعه کنید. چه مبنای منطقی در این وساطت هست؟ بهزاد چرا به شما اعتماد  کرده مدارک بدهد؟


ـ من او را نمی‌‏شناختم دوستان معرفی کردند تا من وکیل معرفی کنم.


ـ کسی که چند میلیارد چک دارد که مستلزم پیگیری است آیا ارزش آن را نداشته وقتی بگذارد و با وکیل صحبت کند؟ چرا شما باید از کاسبی‌ات بگذری تا برای د. مدرک بگیری و ببری.


ـ من معرف بودم. اگر همه چیز نفع شخصی داشت کسی برای کسی کار نمی‏کرد.


ـ دوستت که نبود؟


ـ به واسطه دوستان بوده. مدارک داخل پوشه بود و من در جریان نبودم و قرار بود فقط پرنده را برسانم.


ـ غیر از شما و او چه کسی در رستوران بود؟


من تنها رفتم و چند نفر دیگر در رستوران با د. بودند حدود 4ـ3 نفر حدود ظهر رفتم و میز جداگانه‌‏ای نشستم و ناهار خوردم.


ـ شما قرار بود بروید پیش او و برایش وکیل بگیرید پس چطور جداگانه نشستید؟


ـ داخل شدم. دادگر میز نشان داد و غذا سفارش داد من نشستم و خوردم و او حساب کرد.


ـ به تو برخورد؟


ـ دورش شلوغ بود. اخلاق او بوده. قبلاً با او جایی نرفته بودم یکی دو بار دیده بودمش.


ـ افرادی که حسب ادعای شما همراه او بودن را شناختید؟


ـ خیر.


آیا از متهمین حاضر کسی همراه وی بود در رستوران؟


ـ خیر.


ـ نحوه آدم ربایی و اتفاقات بعدی را چه توصیفی دارید؟


ـ اصل موضوع را قبول ندارم و توضیح ندارم.


ـ آیا سایر متهمین به شما جهت حل مشکل نقشه‌ای پیشنهاد کردند که شکات را بربایید؟


ـ خیر


مستشار از شاکی می‏پرسد آیا مطمئنید که آقای .... بوده؟ شما در ابتدای تحقیقات تردید داشته‌‏اید. چرا؟


ـ ابتدا باورمان نمیشد. با شوکر آزار جسمی می‏‌دادند. کارت نیروی انتظامی سریع نشان دادند و من نتوانستم بخوانمش. فردی غیر از .... هم بود. در رستوران ... به سه نفر دیگر سر میز بودند که ابتدا بلند می‏‌شوند و می‌‏آیند شاکی را می‏‌دزدند.


قاضی از شاکی: متوجه شدید کدام یک از سه متهم دیگر همراه .... در رستوران بوده‌‏اند؟


ـ نمی‌‏دانم


دادگاه از وکیل ... می‏‌خواهد دفاع کند.


ـ مستندات پرونده در حد اظهارات و ادعاهای شاکی بوده و در بازپرسی برای او قرار منع تعقیب صادر شده‌است. برگه پزشکی قانونی در مورد آزارهای جنسی نبوده است. وسیله‏ ای از شاکی سرقت نشده است. در مورد برگه سفید امضاء تا الآن که 4 سال از موضوع می‏‌گذرد برای ایشان مطرح نشده‌ است. بنابراین واقعی نیست. چک آقای بهزاد 116 میلیارد بوده و دنبال وکیل خوب بوده، آگاهی تحقیقات انجام داده‌است. مهندس وجود داشته و مرده است.


.... : مدارک را گرفتم و کپی بود و به مهندس دادم. ایشان خبری نداد و پیگیری نشد.


بهزاد می‏گوید جلسه قبل احراز هویت کرده ولی الآن مدارک شناسایی ندارد. کارخانه دارد. در آرد و ماکارونی و نشاسته. در چند استان از جمله تهران، همدان، جهرم. بعد از تفهیم اتهام معاونت می‏گوید صد سال سابقه خانوادگی دارد. سه بار کارآفرین برتر شده‌است و دو بار صنعتگر برتر شده است. خواهر شاکی صیغه عزیز. است و در مجامع کاری همیشه با اوست. در حالی که عزیز.  زن دارد. ... عزیز را به بهزاد معرفی کرده برای انتقال وجه ولی عزیز تماماً وعده وعید داد و ... وام می‏خواست برای ازدواج. خواهرزاده‌‏اش هم ادعا کرد که از طریق شیخ محمد شاهزاده دبی می‏توانند پول‏های یورو  بهزاد را انتقال دهند. می‏گوید 5000 کارگر داریم و تمام تلاشم برای افزایش تولید و جلوگیری از تعطیلی کارخانه بوده‌است.


بهزاد را عزیز به ... که از سفرای قطر بوده معرفی می‏کند که احتمالاً پولشویی می‏کند و درگیر مفاسد اقتصادی است. من با عزیز رفتم رستوران و از هم جدا شدیم. اتفاقی نیفتاد هفته پیش آمده دفتر من و دو میلیارد از من خواسته است تا از شکایت صرف نظر کند تا 5/1 میلیارد راضی شده است. قاضی بدوی وقتی گفتم پدر من و من کارآفرین هستیم با من بد برخورد کرد و من از ایشان شکایت کردم و بعد دوستان وساطت کردند و پیگیری نکردم اما  لجاجت کرد و حکم علیه من داد.  شوهر خواهرم  نیز هفته پیش با من بوده‌است.


ـ در حضور مهمان؟ محرمانه نبود؟


ـ گفتم دامادم است محرمانه نداریم بگو؟


ـ در مورد اظهارات ...؟


ما بنگاه اقتصادی بزرگی هستیم. دکتر.... از مشاوران ماست. من حقوق خوانده‏ ام نیازی به وکیل ندارم. اظهارات ... صحت ندارد. او آمد رستوران اما نگفت چرا.


ـ در رستوران وقتی آقای... آمد با کسی بودید؟


ـ فقط من و عزیز


ـ شاکی دیگر گفت شما به خواهرزاده ایشان زنگ زدید؟


ـ خواهرزاده ایشان به من زنگ زد که چرا ایشان نیامده. من گفتم خبری ندارم اگر بخواهید زنگ می‏زنم راهنمایی و رانندگی ماشین را پیگیری می‏کنیم.


ـ خواهرزاده ایشان چرا شما را می‏شناخت؟


صیغه عزیز است و با ما دو سال رفت و آمد داشته است.


چرا شماره شما را داشته؟


عملاً تصمیم گیرنده اصلی این خانم بود و در مذاکرات با خارجی‏ها و عرب‏ها این خانم و عزیز همراه بود.


ـ انگیزه ... از اظهاراتش چیست؟


ـ نمی‏دانم.


شاهین احضار می‏‌شود. بازنشسته نیروی انتظامی و سروان است. لیسانس، متأهل، سه فرزند.


ـ با ...چه گفتید؟


من نفهمیدم


.ـ با توجه به ادعای شکات در زمان آدم ربایی فردی که خود را مأمور وزارت اطلاعات معرفی کرده بود فرد همراهش گفته جناب سروان شما بشین تو ماشین.


ـ آیا شما از دوستان خود کسی را مشارکت داده‌اید؟


ـ اصلا.


ـ اظهارات بهزاد را شنیدید چه توضیحی دارید؟


ـ من از طریق ... با بهزاد آشنا شدم. این حرف‏ها که بهزاد گفت در مورد پول‏شویی عزیز مطرح نبوده‌است. یک جلسه به اتفاق ... او را آوردیم نزد بهزاد و دیگر خبری نشد. خبر نداشتم که ... به رستوران می ‏آید.


بهزاد اظهارات او را تکذیب می‏کند.


وکیل بهزاد از شاکی: شما و عزیز و بهزاد با هم از آسانسور بیرون آمدند؟


ـ من در دوربین آگاهی دیدم.


وکیل شاهین: لایحه ارائه می‏دهد و اظهارات بهزاد را منطقی نمی‏داند.


فرهاد : خلبان بازنشسته / فوق لیسانس.


ـ شاهین مرا به بهزاد معرفی کرده و گفتند عزیز از ایشان  چند میلیون نقد و وام و چک گرفته و بر نگردانده است. به دوستم زنگ زد که می‏شود کاری کرد او ... را معرفی کرد. من تا همین جا مطلعم تا این که از آگاهی به من زنگ زدند. هیچ اتهامی را قبول ندارم نه تحریک و نه تسهیل. کلاً دو نیم ساعت یکبار در دفتر بهزاد و یک بار در خیابان ...را معرفی کردم والا در جریان نیستم.


وکیل فرهاد: شکایتی از موکل من تحت هیچ عنوانی نشده است و محتویات پرونده و تحقیقات دليلي بر معاونت موكل در اجراي جرم ارائه نشده‌است. هيچ يك از شكات موكل را شناسايي نكرده است. در رستوران نيز ديده نشده است. موكل هيچ نفعي هم نداشته است. در مرحله بازپرسي هم من به نقص تحقيقات ايراد كرده‌ام. وكيل بهزاد شاهد معرفي كرده اما از آنها تحقيق نشده‌است.


آخوند : شاهد، سطح 2 حوزه سوگند مي‌خورد.


 - من از سال 83 خاندان بهزاد را مي شناسم. از وزارت اطلاعات سازمان تبليغات اسلامي من در فارس بوده‌ام براي مبارزه با فرق ضاله و رفت و آمد زيادي با اين خاندان دارم. امثال شکات در حد مراوده با اين خاندان نيستند. در بازاريابي مشاور بهزاد هستم ولي پولي نمي گيرم. هيچ يك از متهمين را نديده ام در اين دفتر و فقط عزیز را ديده ام. من به بهزاد گفتم عزیز  به درد همكاري نمي خورد. دو بار عزیز را در دفتر ايشان ديده ام، اما از ماجراي رستوران نارنجستان اطلاعي ندارم. در جلسات اين ها نبوده ام. بهزاد كارخانه هايش زمين خورده است و اكنون طعمه است.


- شما از دادگر حقوق مي گيريد ؟


- هيچ گاه ريالي نگرفته ام. 


- دلارچي ؟


- نه !


سجاد : شاهد. باغدار. مشتري دادگر بوده است (خريد ماكاروني). سوگند مي خورد سال 90، با بهزاد رابطه كاري داشتم بعد از مدتي پدرش پریشان بود از بهزاد پرسيدم گفت اين آقاي عزیز است كه چند بار رفت و آمد داشته و ديدی پول از پدر گرفته و بر نگردانده احتمالا پولشويي مي كند و كلاهبرد ار است. در اين  حد اطلاعات دارم. سه چهار بار عزیز را ديدم كه دو بار با يك خانم بود.


 دادگاه خطاب به شاكي: زماني كه ... و عزیز به سمت خودرويي آمدند كه شما داخل ماشين بوديد خود را چطور معرفي كردند؟


-  همه حاج آقا صدايش مي كردند و او گفت ما مامور اطلاعاتيم مي خواهيم ببريم به پرونده فساد اقتصادي شان رسيدگي شود.


 


آخرين دفاع


 ...: اين آقايان با هم مشكل  دارند و مي خواهند  مرا قرباني كنند. عزیز تا نرفت كلانتري مرا نمی شناخت. من از اساس اتهامات را قبول ندارم.


سوال مشاور از بايرامي: ظاهر ... هنگام آدم ربايي‌؟


- سبيل و ته ريش داشت. اولين بار در فيلم دوربين رستوران ديدم و شناسايي كردم.


بهزاد: من يا هيچ يك از متهمين نفعي نداشته ايم براي اين آدم ربايي. من 5 خانه در شهرك غرب فروخته‌ام تا حقوق كارگرانم را بدهم. تقاضاي راي شايسته دارم.


فرهاد: من هيچ اتهامي را قبول ندارم. به نيت  خير ... را به بهزاد معرفي كردم. ديگر خير نمي‌كنم.


 بهزاد: عزیز مقداری  دلار از من گرفته كه جايي ثبت نشده و قرار بود برود تايلند و مالزي و نشد و اين پول جايي ثبت و ضبط نشده است


 


 


 


نماینده دادستان به رغم ارسال دعوت کتبی نیامده‌است. قاضی دستور جلسه را می‏خواند: شاکی عزیز. که در جلسه پیشین نیامده به رغم تأکید و تصریح به ضرورت حضور ایشان در اخطاریه هم‏چنان از حضور در جلسه خودداری کرده‏‌اند و این نکته را لازم به توضیح می‏داند آقای ... که خود را وکیل شاکی معرفی کرده بود در حالی که وکالت تفویضی از وی نداشته و وکالت از همسرش  قابلیت وکالت از عزیز ... را نداشته است. آقای ... امروز نیز با ارائه وکالتنامه خود را وکیل شاکی معرفی کرده، اما برخلاف ماده 103 قانون مالیات‏های مستقیم حق‏ الوکاله مشخص نشده بود تا حسب مقرره 5% آن تمبر باطل شود و نهایتاً وکالت وی مقبول نیست. در صورت رفع نقص می‏تواند در ادامه فرآیند رسیدگی به عنوان وکیل شاکی در پرونده حضور یابند. شاکی دیگر آقای ... در جلسه حاضرند. متهمین با وکلایشان حاضرند. از شهود به رغم تأکید و تصریح و تعهد  آقای سجاد  مبنی بر تأکید و اطلاع به میلاد. حاضر نشده اما آخوند. و سجاد. حاضرند که مورد تأکید وکلای متهمان و بازپرسی بوده‌است. جلسه جهت استماع شهادت شهود است. پس از ذکر مقدمه لزوم مواد 193 و 194 و 354 و 356 قانون آیین دادرسی کیفری به متهمین و شاکی و سایر شرکت‏کنندگان در جلسه تذکر دهد. اعلام مشخصات آدرس، اطلاع تغییر آدرس، رعایت  نظم دادگاه و اینکه اخلال در نظم دادگاه موجب حبس قطعی از 1 تا 5 روز خواهد گردید. متهمین مراقب اظهارات خود باشند. کسی برخلاف وجدان و حقیقت و ادب و قانون و بدون اجازه در دادگاه سخن نگوید.


منشی درخواست را قرائت می‏کند. احتراماً بنا به پرونده مذکور متهمین احمد و اکبر مشارکت در آدم‌ربایی با وسیله نقلیه و آزار و سرقت مقرون به آزار اموال و مدارک شاکی و بهزاد، به معاون در آدم ربایی، شاهین و فاقد سابقه: معاونت و فرهاد به عنوان معاونت در جرم.


مدارک: 1ـ گزارش نیروی انتظامی؛ 2ـ تحقیقات؛ 3ـ شکایت شاکی؛ 4ـ فیلم دوربین مداربسته؛ 5ـ نحوه دستگیری.


مستندات: مواد 12 و 126 و 132 قانون مجازات اسلامی و مواد 2689 و 279 قانون آیین دادرسی کیفری مجرم شناخته شده‌اند.


پس از قرائت کیفرخواست دادگاه خطاب به یکی از شکات که حاضر است، مدارک وی را می‏خواهد و اینکه با معرفی خود شکایتش را عنوان کند.


ـ راننده خودرو سنگین ـ مجرد ـ ایرانی ـ دیپلم ـ شیعه ـ آریاشهر.


از شخص خاصی شکایت نکرده‏‌ام. عده‏ای مرا به اسم مأمور اطلاعات برده‏‌اند و وقتی برگشت به خانه گفته‌‏اند که تو را ربوده بوده‏اند و پول می‏خواستند. در حال حاضر تقاضای رسیدگی دارم و از آقایان شکایت دارم.


ـ واقعه با چه کیفیت و توسط چه کسانی صورت گرفت؟


ـ منتظر آقای عزیز. جلوی رستوران بودم. عزیز. و بهزاد. قرار داشتند. د. اصرار کرده بوده داخل رستوران بروند. بعد کسی آمده با ماشین و لباس و بیسیم شخصی و گفته مأمور اطلاعات است و او را به کتک گرفته‌اند و برده‌اند و تلفنی حرف زده و پرسیده‌اند چه کار می‏کنی و با عزیز چه نسبتی داری؟ و او هم می‏آید و گفته‏ اند زنگ بزن که این جا پارک کردی و مدتی بعد عزیز را هم آورده ‏اند. ... با ناسزا و صدای بلند می‏گفته می‏گویید یا شما را می‏بریم مقر؟ میگفتیم چه بگویم؟ نمی‏گفت. هرچه اطلاعات شخصی داشته‏‌اند به عنوان اظهارات مکتوب کرده‏اند و چند ورقه سفید امضا گرفته ‏اند. در هنگام رفت و آمدها با روپوش سفید و سرپایین می‏بردند و در اتاق نگه می‏داشتند می‏گفته‏‌اند هر کاری کردی بگو و بگو پول از کجا آوردی و... رفت و آمدها ادامه داشته تا اینکه زنگ به صدا درآمده  و همسایه روبه‏ رویی گفت آقای بهزاد است و بعد از چند ساعت ما را آزاد کردند و وسایل را خالی تحویل دادند. فلش‏ها را بردند. موقع آزادی متوجه شدم عزیز اتاق بغلی بوده. فردایش ساعت 9 آنها را آزاد کرده است و حدس می‏زنم تهرانسر بودیم. حدوداً از 4 عصر تا 4 صبح در یک خانه بوده‏‌ایم بعد به خانه دیگری رفته‏‌ایم.


ـ چرا کیف مدارک با شما بوده؟ مدارک بوده‌اند؟ دسته چک و مدارک ماشین و بیمه.


از پایه مدارک نبوده‌‏اند ورقه ‏های سفید امضاء. از عزیز  مدرک من ندیدم بگیرند ولی گفته مدارک او را برده‌اند و نگفته چه مدارکی دقیقاً. گفته چک‏ها و قراردادها.


ـ آیا بعد از این حادثه رابطه شما با عزیز ادامه داشته؟


-گاهی نه مثل سابق.


20/8/91 تاریخ آدم‌ربایی است. آیا بعد از این مدت عزیز  با توجه به روابطی که با هم داشتید مدعی نشده‌اند که مدارک به ایشان بر گردانده شده؟ آیا از مدارک استفاده شد؟ مدارک پیدا نشده و برگشت هم داده نشده و اجرا هم نشده چک‏ها.


ـ در موقع آدم‌ربایی ادعایی سریعاً گفتید ... حضور داشته و دیگر متهمین حضور نداشته‏ اند. بنابراین شکایت شما از بهزاد از چه بابتی است؟ خونه دوم که ما را بردند زعفرانیه خانه او بوده ابتدا شک کردم در روند پرونده یقین یافتم.


ـ شما در طرح شکایت در جلسه دادگاه گفتید از اول قصد طرح شکایت نداشتید پس چطور شد چنین کردید؟


ـ بهزاد به خواهرزاده ام زنگ زده بوده که پلاک را به آشنایم در آگاهی می‏دهم که پیدایشان کنند نگران نباش و اصرار داشته است. خانواده پول نداده‏‌اند اما خودم آسیب روحی دیده‌‏ام.


دادگاه خطاب به ... کارت ملی را می‏خواهد. می‏گوید مدارکش را فراموش کرده‌است و شماره ملی‌اش را نمی‏داند و شغلش پخش گل و گیاه است. دیپلم، متأهل، ایرانی، یک فرزند، شیعه، سابقه کیفری دارد. در حد یک هفته بازداشت بوده و بعد آزاد شده است. شماره محل کارش را نمی‏داند.


اتهام را قاضی می‏خواند: 1ـ آدم ربایی؛ 2ـ اذیت و آزار؛ 3ـ خود را مأمور اطلاعات جا زدن؛ 4ـ اخذ سفید امضاء.


دفاع: کذب محض است. حرفی ندارم. من فقط رفتم رستوران نارنجستان از بهزاد مدارک پرونده‌ای را بگیرم و به آقای مهندس  برسانم. این فرد وکیل بوده اما قبلاً مهندس بوده‌است و الآن فوت شده‌است.


ـ چرا شما واسطه وکالت بوده‌‏اید؟


ـ من این وکیل را می‏شناختم و ایشان هم دنبال وکیل بود.


ـ وکالت مستلزم صحت برای انعقاد قرارداد و شرایط آن است. بنابراین واسطه‏‌گری برای گرفتن وکیل وجهی ندارد. چه توضیحی دارید؟


ـ مهندس و پسرش وکیل بودند و می‏خواستند پرونده را مطالعه کنند تا ببینند آن را قبول کنند یا نه؟


ـ شما به رستوران رفتید و موکل حاضر بوده می‏توانستید وکیل را هم دعوت کنید به آدرس وی با بهزاد مراجعه کنید. چه مبنای منطقی در این وساطت هست؟ بهزاد چرا به شما اعتماد  کرده مدارک بدهد؟


ـ من او را نمی‏شناختم دوستان معرفی کردند تا من وکیل معرفی کنم.


ـ کسی که چند میلیارد چک دارد که مستلزم پیگیری است آیا ارزش آن را نداشته وقتی بگذارد و با وکیل صحبت کند؟ چرا شما باید از کاسبی‌ات بگذری تا برای د. مدرک بگیری و ببری.


ـ من معرف بودم. اگر همه چیز نفع شخصی داشت کسی برای کسی کار نمی‏کرد.


ـ دوستت که نبود؟


ـ به واسطه دوستان بوده. مدارک داخل پوشه بود و من در جریان نبودم و قرار بود فقط پرنده را برسانم.


ـ غیر از شما و او چه کسی در رستوران بود؟


من تنها رفتم و چند نفر دیگر در رستوران با د. بودند حدود 4ـ3 نفر حدود ظهر رفتم و میز جداگانه‏ای نشستم و ناهار خوردم.


ـ شما قرار بود بروید پیش او و برایش وکیل بگیرید پس چطور جداگانه نشستید؟


ـ داخل شدم. دادگر میز نشان داد و غذا سفارش داد من نشستم و خوردم و او حساب کرد.


ـ به تو برخورد؟


ـ دورش شلوغ بود. اخلاق او بوده. قبلاً با او جایی نرفته بودم یکی دو بار دیده بودمش.


ـ افرادی که حسب ادعای شما همراه او بودن را شناختید؟


ـ خیر.


آیا از متهمین حاضر کسی همراه وی بود در رستوران؟


ـ خیر.


ـ نحوه آدم ربایی و اتفاقات بعدی را چه توصیفی دارید؟


ـ اصل موضوع را قبول ندارم و توضیح ندارم.


ـ آیا سایر متهمین به شما جهت حل مشکل نقشه‌ای پیشنهاد کردند که شکات را بربایید؟


ـ خیر


مستشار از شاکی می‏پرسد آیا مطمئنید که آقای .... بوده؟ شما در ابتدای تحقیقات تردید داشته‌‏اید. چرا؟


ـ ابتدا باورمان نمیشد. با شوکر آزار جسمی می‏دادند. کارت نیروی انتظامی سریع نشان دادند و من نتوانستم بخوانمش. فردی غیر از .... هم بود. در رستوران ... به سه نفر دیگر سر میز بودند که ابتدا بلند می‏شوند و می‏آیند شاکی را می‏دزدند.


قاضی از شاکی: متوجه شدید کدام یک از سه متهم دیگر همراه .... در رستوران بوده‌‏اند؟


ـ نمی‏دانم


دادگاه از وکیل ... می‏خواهد دفاع کند.


ـ مستندات پرونده در حد اظهارات و ادعاهای شاکی بوده و در بازپرسی برای او قرار منع تعقیب صادر شده‌است. برگه پزشکی قانونی در مورد آزارهای جنسی نبوده است. وسیله‏ ای از شاکی سرقت نشده است. در مورد برگه سفید امضاء تا الآن که 4 سال از موضوع می‏گذرد برای ایشان مطرح نشده است. بنابراین واقعی نیست. چک آقای بهزاد 116 میلیارد بوده و دنبال وکیل خوب بوده، آگاهی تحقیقات انجام داده‌است. مهندس وجود داشته و مرده است.


.... : مدارک را گرفتم و کپی بود و به مهندس دادم. ایشان خبری نداد و پیگیری نشد.


بهزاد می‏گوید جلسه قبل احراز هویت کرده ولی الآن مدارک شناسایی ندارد. کارخانه دارد. در آرد و ماکارونی و نشاسته. در چند استان از جمله تهران، همدان، جهرم. بعد از تفهیم اتهام معاونت می‏گوید صد سال سابقه خانوادگی دارد. سه بار کارآفرین برتر شده‌است و دو بار صنعتگر برتر شده است. خواهر شاکی صیغه عزیز. است و در مجامع کاری همیشه با اوست. در حالی که عزیز.  زن دارد. ... عزیز را به بهزاد معرفی کرده برای انتقال وجه ولی عزیز تماماً وعده وعید داد و ... وام می‏خواست برای ازدواج. خواهرزاده‌‏اش هم ادعا کرد که از طریق شیخ محمد شاهزاده دبی می‏توانند پول‏های یورو  بهزاد را انتقال دهند. می‏گوید 5000 کارگر داریم و تمام تلاشم برای افزایش تولید و جلوگیری از تعطیلی کارخانه بوده‌است.


بهزاد را عزیز به ... که از سفرای قطر بوده معرفی می‏کند که احتمالاً پولشویی می‏کند و درگیر مفاسد اقتصادی است. من با عزیز رفتم رستوران و از هم جدا شدیم. اتفاقی نیفتاد هفته پیش آمده دفتر من و دو میلیارد از من خواسته است تا از شکایت صرف نظر کند تا 5/1 میلیارد راضی شده است. قاضی بدوی وقتی گفتم پدر من و من کارآفرین هستیم با من بد برخورد کرد و من از ایشان شکایت کردم و بعد دوستان وساطت کردند و پیگیری نکردم اما  لجاجت کرد و حکم علیه من داد.  شوهر خواهرم  نیز هفته پیش با من بوده‌است.


ـ در حضور مهمان؟ محرمانه نبود؟


ـ گفتم دامادم است محرمانه نداریم بگو؟


ـ در مورد اظهارات ...؟


ما بنگاه اقتصادی بزرگی هستیم. دکتر.... از مشاوران ماست. من حقوق خوانده‏ ام نیازی به وکیل ندارم. اظهارات ... صحت ندارد. او آمد رستوران اما نگفت چرا.


ـ در رستوران وقتی آقای... آمد با کسی بودید؟


ـ فقط من و عزیز


ـ شاکی دیگر گفت شما به خواهرزاده ایشان زنگ زدید؟


ـ خواهرزاده ایشان به من زنگ زد که چرا ایشان نیامده. من گفتم خبری ندارم اگر بخواهید زنگ می‏زنم راهنمایی و رانندگی ماشین را پیگیری می‏کنیم.


ـ خواهرزاده ایشان چرا شما را می‏شناخت؟


صیغه عزیز است و با ما دو سال رفت و آمد داشته است.


چرا شماره شما را داشته؟


عملاً تصمیم گیرنده اصلی این خانم بود و در مذاکرات با خارجی‏ها و عرب‏ها این خانم و عزیز همراه بود.


ـ انگیزه ... از اظهاراتش چیست؟


ـ نمی‏دانم.


شاهین احضار می‏شود. بازنشسته نیروی انتظامی و سروان است. لیسانس، متأهل، سه فرزند.


ـ با ...چه گفتید؟


من نفهمیدم


.ـ با توجه به ادعای شکات در زمان آدم ربایی فردی که خود را مأمور وزارت اطلاعات معرفی کرده بود فرد همراهش گفته جناب سروان شما بشین تو ماشین.


ـ آیا شما از دوستان خود کسی را مشارکت داده‌اید؟


ـ اصلا.


ـ اظهارات بهزاد را شنیدید چه توضیحی دارید؟


ـ من از طریق ... با بهزاد آشنا شدم. این حرف‏ها که بهزاد گفت در مورد پول‏شویی عزیز مطرح نبوده‌است. یک جلسه به اتفاق ... او را آوردیم نزد بهزاد و دیگر خبری نشد. خبر نداشتم که ... به رستوران می ‏آید.


بهزاد اظهارات او را تکذیب می‏کند.


وکیل بهزاد از شاکی: شما و عزیز و بهزاد با هم از آسانسور بیرون آمدند؟


ـ من در دوربین آگاهی دیدم.


وکیل شاهین: لایحه ارائه می‏دهد و اظهارات بهزاد را منطقی نمی‏داند.


فرهاد : خلبان بازنشسته / فوق لیسانس.


ـ شاهین مرا به بهزاد معرفی کرده و گفتند عزیز از ایشان  چند میلیون نقد و وام و چک گرفته و بر نگردانده است. به دوستم زنگ زد که می‏شود کاری کرد او ... را معرفی کرد. من تا همین جا مطلعم تا این که از آگاهی به من زنگ زدند. هیچ اتهامی را قبول ندارم نه تحریک و نه تسهیل. کلاً دو نیم ساعت یکبار در دفتر بهزاد و یک بار در خیابان ...را معرفی کردم والا در جریان نیستم.


وکیل فرهاد: شکایتی از موکل من تحت هیچ عنوانی نشده است و محتویات پرونده و تحقیقات دليلي بر معاونت موكل در اجراي جرم ارائه نشده‌است. هيچ يك از شكات موكل را شناسايي نكرده است. در رستوران نيز ديده نشده است. موكل هيچ نفعي هم نداشته است. در مرحله بازپرسي هم من به نقص تحقيقات ايراد كرده‌ام. وكيل بهزاد شاهد معرفي كرده اما از آنها تحقيق نشده‌است.


آخوند : شاهد، سطح 2 حوزه سوگند مي‌خورد.


 - من از سال 83 خاندان بهزاد را مي شناسم. از وزارت اطلاعات سازمان تبليغات اسلامي من در فارس بوده‌ام براي مبارزه با فرق ضاله و رفت و آمد زيادي با اين خاندان دارم. امثال شکات در حد مراوده با اين خاندان نيستند. در بازاريابي مشاور بهزاد هستم ولي پولي نمي گيرم. هيچ يك از متهمين را نديده ام در اين دفتر و فقط عزیز را ديده ام. من به بهزاد گفتم عزیز  به درد همكاري نمي خورد. دو بار عزیز را در دفتر ايشان ديده ام، اما از ماجراي رستوران نارنجستان اطلاعي ندارم. در جلسات اين ها نبوده ام. بهزاد كارخانه هايش زمين خورده است و اكنون طعمه است.


- شما از دادگر حقوق مي گيريد ؟


- هيچ گاه ريالي نگرفته ام. 


- دلارچي ؟


- نه !


سجاد : شاهد. باغدار. مشتري دادگر بوده است (خريد ماكاروني). سوگند مي خورد سال 90، با بهزاد رابطه كاري داشتم بعد از مدتي پدرش پریشان بود از بهزاد پرسيدم گفت اين آقاي عزیز است كه چند بار رفت و آمد داشته و ديدی پول از پدر گرفته و بر نگردانده احتمالا پولشويي مي كند و كلاهبرد ار است. در اين  حد اطلاعات دارم. سه چهار بار عزیز را ديدم كه دو بار با يك خانم بود.


 دادگاه خطاب به شاكي: زماني كه ... و عزیز به سمت خودرويي آمدند كه شما داخل ماشين بوديد خود را چطور معرفي كردند؟


-  همه حاج آقا صدايش مي كردند و او گفت ما مامور اطلاعاتيم مي خواهيم ببريم به پرونده فساد اقتصادي شان رسيدگي شود.


 


آخرين دفاع


 ...: اين آقايان با هم مشكل  دارند و مي خواهند  مرا قرباني كنند. عزیز تا نرفت كلانتري مرا نمی شناخت. من از اساس اتهامات را قبول ندارم.


سوال مشاور از بايرامي: ظاهر ... هنگام آدم ربايي‌؟


- سبيل و ته ريش داشت. اولين بار در فيلم دوربين رستوران ديدم و شناسايي كردم.


بهزاد: من يا هيچ يك از متهمين نفعي نداشته ايم براي اين آدم ربايي. من 5 خانه در شهرك غرب فروخته‌ام تا حقوق كارگرانم را بدهم. تقاضاي راي شايسته دارم.


فرهاد: من هيچ اتهامي را قبول ندارم. به نيت  خير ... را به بهزاد معرفي كردم. ديگر خير نمي‌كنم.


 بهزاد: عزیز مقداری  دلار از من گرفته كه جايي ثبت نشده و قرار بود برود تايلند و مالزي و نشد و اين پول جايي ثبت و ضبط نشده است


 


 


 

در خصوص اتهامات انتسابی به متهمین با توجه به: 1. در پرونده و در تحقیقات مقدماتی اثری از شاکی اصلی به نام عزیز وجود ندارد و مبنای تشکیل پرونده و جریان تحقیقات عمدتا بر اساس ادعا و اظهارات راننده وی بوده است که وی نیز در جلسه رسیدگی اظهار داشته از شخص خاصی شکایت نکرده ولی الان (یعنی در جلسه دادگاه) از متهمین شکایت دارد. چون مدعی شده بود وی را به همراه عزیز ربوده اند، سوال شده آیا ربایندگان مدارکی را از عزیز گرفتند که وی اظهار داشته با چشم خودم ندیدم. عزیز گفت یک سری مدارکم نیست و نگفتند چه مدارکی از ایشان نیست. وی اظهار داشته از اول قصد شکایت نداشته‌است. عزیز در تحقیقات مقدماتی از زندان اوین احضار و برابر صفحات 357-362 در مواجهه حضوری بین وی و متهمین اظهار داشته آقایان بهزاد، شاهین و فرهاد در آدم ربایی یا حبس غیرقانونی هیچ نقشی نداشته‌اند فقط ...در آدم ربایی حضور داشته است. ضمنا حسب محتویات پرونده عزیز به عنوان متهم از طریق مراجع قضایی و اداره هشتم پلیس آگاهی تحت تعقیب بوده است. شکایتی از وی به عنوان شاکی اصلی در پرونده وجود ندارد، حتی در فرض بازداشت بودن لایحه ای نیز برای طرح شکایت از بازداشتگاه ارسال نکرده، در دو جلسه رسیدگی دادگاه به رغم ابلاغ قانونی اخطاریه حضور نیافته، این در حالی بوده که در اخطاریه ارسالی برای جلسه دوم بر ضرورت حضور وی تاکید شده‌بوده‌است. با این وصف در فرض ذیحق بودن و صحت ادعا قاعدتا می بایست پیگیر شکایت خود می شده، لیکن چنین نکرده‌است. 2. متهمین و وکلای آنان در دفاعیات خود موارد ادعایی شکات را تکذیب کرده‌اند.3. در ادعای سرقت اسناد و مدارک شکات، به ویژه عزیز مشخص نکرده چه مدارکی از وی سرقت شده است. 4. عزیز حسب ادعای طرح شده در پرونده برای مذاکره با بهزاد به سر قرار در رستوران رفته بوده است. با این وصف برای رفتن به رستوران ضرورت و دلیلی نداشته خواسته باشد همراه خود اسناد و مدارکی را ببرد. ثانیا با توجه به اینکه با ادعای گرفتن تسهیلات مالی خارجی از بهزاد چک گرفته بوده و با گذشت مدت زمان نسبتا طولانی نه برای گرفتن تسهیلات مالی اقدام کرده بوده و نه چک دریافتی را به بهزاد مسترد نموده بوده طبعا رعایت جنبه احتیاط ایجاب می‌کرده برای حضور در محل و سر قرار هیچ مدرکی را به همراه خود نبرد. بنابراین ادعای اینکه پس از خروج از رستوران ربوده شده و اسناد و مدارکش سرقت شده نمی تواند مقرون به صحت باشد. 5. یکی از موارد ادعایی شکات اخذ سند سفید امضاست. با توجه به اینکه زمان واقعه 91/8/20 بوده است بنابراین در فرض صحت ادعا چنین سند سفید امضایی با گذشت این مدت زمانی باید در جایی بروز و نمود پیدا می‌کرده یا علیه شکات در جایی ارائه می‌شده لیکن هیچ ادعایی در این مورد از ناحیه شکات طرح نشده‌است. 6. شاکی عزیز در مواجهه حضوری با متهمین اظهار داشته بهزاد.ف شاهین و فرهاد در ربودن وی و حبس نکردنش هیچ نقشی نداشته‌اند. بنابراین از ناحیه شکات دلایلی که موجب اقناع وجدانی برای دادگاه گردد ارائه نشده و وقوع جرایم ادعایی توسط متهمین مورد تردید جدی است و بنابراین دادگاه به استناد ماده 120 قانون مجازات اسلامی متهمین را از اتهامات انتسابی تبرئه می‌نماید. رای صادره حضوری بوده و ظرف بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل فرجام‌خواهی در دیوان عالی کشور است. 


 

کد امنیتی * CAPTCHA reload_32