پرونده تمکین (تجدیدنظر)

در صورتی که زوجه باکره است می‌تواند تا پیش از وصول مهریه از تمکین سرباز زند، هم چنین می تواند تمکین خود را منوط به فراهم آوردن امکانات زندگی توسط زوج کند. در نمونه پرونده تمکین می‌توانید از نحوه رسیدگی و صدور رأی این موضوع اطلاع یابید.

نتیجه:

حکم بر بُطلان دعوی خواهان

موضوعات مرتبط

موضوع خواسته: تمکین
نام مجتمع قضایی و شعبه: دادگاه تجدیدنظر استان خراسان رضوی ، شعبه 21 حقوقی
شماره پرونده: 8809985190000799
شماره دادنامه: 9009975135900464
قاضی رسیدگی کننده: آقای امیرحسین معزّی
نتیجه پرونده: حکم بر بُطلان دعوی خواهان

بند «ج» ماده 348 و ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
ماده 1085 قانون مدنی

شرح دادخواست


 ریاست محترم دادگاههای عمومی حقوقی شهرستان کاشمر:


احتراماً به استحضار عالی می‌رساند خوانده محترم همسر شرعی و  قانونی موکل اینجانب است و مدتهاست که از تمکین عام و خاص موکل خارج شده و حاضر به تمکین نمی باشد. لذا استدعای رسیدگی و صدور حکم به شرح خواسته را دارم.


 


جلسه اول دادرسی (شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی شهرستان کاشمر )


   به تاریخ 89/1/16  در وقت مقرر جلسه شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی کاشمر به تصدی امضاءکننده ذیل تشکیل است وکیل خواهان اظهار می‌دارد تقاضای الزام خوانده به تمکین و ادامه زندگی مشترک را دارم. چون خانم از شوهرش تمکین نمی‌کند حکم به تمکین او بدهید. در صورت عدم قبول او را به پزشک معرفی کنید.


 


 درخواست تجدیدنظر


 قضات محترم دادگاه‌های تجدیدنظر استان خراسان رضوی، احتراماً اینجانب خانم مریم ب... به وکالت از تجدیدنظرخواه خانم خدیجه ل... در مقام تجدیدنظرخواهی و اعتراض به دادنامه صادره از شعبه محترم دوم حقوقی کاشمر که متاسفانه از روی عجله و شتابزدگی و بدون در نظر گرفتن واقعیات موجود صادرگردیده، مطالب مشروحه ذیل را به استحضار می‌رساند: متاسفانه در وقت رسیدگی مقرر، موکلم به دلیل عدم آشنایی به قوانین و حضوردر مدرسه، نتوانسته در دادگاه بدوی حاضر شود و از حقوق خود دفاع کند و در همین راستا محکوم گردیده. رأی صادره از جهاتی قابل نقض می باشد. از جمله اینکه اولاً موکلم در دوران عقد به  سر می برد و باکره می باشد. همانگونه که مستحضرید می‌توانسته از مفاد ماده 1085 قانون مدنی استفاده کند. گفته همکار محترم نیز در خصوص باکره نبودن موکلم کذب محض بوده و ادعایی بی اساس می باشد. شایسته بود دادگاه محترم بدوی با ارسال اخطاریه‌ای موکلم را به پزشکی قانونی معرفی می کرد تا واقعیت امر روشن شود. ثانیاً طبق مقررات قانونی تمکین زن از شوهر منوط به فراهم آوردن امکانات زندگی از سوی زوج می باشد. از جمله تهیه مسکن و اثاث زندگی در حد ضرورت و متناسب با شأن زوجه. موضوعی که هرگز از سوی خواهان محترم رعایت نگردیده و دادگاه بدوی نیز بدون اینکه تحقیقاتی انجام دهد موکلم را محکوم کرده. چگونه ممکن است زنی ملزم به تمکین از همسرش گردد، درحالی که نمی داند کجا و با چه امکاناتی باید زندگی کند؟ موکل من در دوران عقد می‌باشد و باکره است. در جهت صحت این مطلب به پزشکی قانونی معرفی شده و برگه آن به پیوست تقدیم می گردد. در پایان تقاضای رسیدگی شایسته و نقض رأی بدوی در راستای احقاق حقوق موکلم ازمحضرآن حضرات محترم مورد استدعاست.


رأی دادگاه تجدیدنظر


با توجه به اینکه تجدیدنظرخواه اظهارداشته که باکره می باشد و قصد اعمال حق حبس را دارد، ضرورت دارد به نیابت از این دادگاه جهت احراز موضوع به پزشکی قانونی معرفی و دیگر اینکه با اجرای قرار تحقیق و معاینه محلی مشخص شود زوج منزل و اثاث البیت مناسب برای زوجه فراهم نموده یا خیر؟ پرونده پس از موارد فوق مجدداً فرستاده  شود.


(آقای امیرحسین معزّی ـ 89/7/15)


نظریه پزشکی قانونی


پزشکی قانونی به شرح ذیل اظهارنظر می کند: طی معاینه ای که از خانم خدیجه ل... به عمل آمده، در حال حاضر خانم باکره می باشد.


قرارمعاینه محلی


قاضی محترم شعبه دوم حقوقی شهرستان کاشمر، در راستای نیابت از دادگاه تجدیدنظر مرکز استان به استناد مواد 248 و250 و 251 قانون آیین دادرسی مدنی قرار معاینه محلی از منزل و وسایل زندگی در پرونده صادر می گردد تا قاضی دادگاه در معیت مدیر دفتر دادگاه و خواهان و خوانده از منزل و وسایل زندگی زوج بازدید و صورتجلسه نمایند.


 ـ در تاریخ 90/3/31 در معیت مدیر دفتر شعبه دوم حقوقی و رئیس شعبه آقای ذاکری و وکیل زوجه از محل مورد نظر بازدید به عمل آوردند که منزل دارای یک سالن و وسایل زندگی در حد کمی، آشپزخانه موکت، یک یخچال، یک فرش و چند تکه محدود دیگر می باشد.


ـ  در تاریخ 90/3/31 جلسه شعبه دوم حقوقی کاشمر تشکیل شد. تجدیدنظرخواه در جلسه حضورندارد و وکیل وی در جلسه حضور دارد. خطاب به زوج، علت اختلاف را  بیان نمایید ؟


ـ در دوران عقد هستیم. همسرم مرا دوست ندارد و نمی گذارد پیش او بروم. چند بار افرادی فرستادیم تا ما را  صلح دهند. ولی موثر نبود.


ـ وکیل  تجدیدنظرخوانده بیان می‌دارد موکل بنده اظهار می‌دارد همسرش باکره نمی‌باشد و گواهی پزشکی قانونی را قبول ندارد. از دادگاه تقاضا دارد با هزینه موکل به پزشکی قانونی استان فرستاده شود. از طرفی تجدیدنظرخواه مهریه خود را به اجرا گذاشته است و موکل در حال پرداخت اقساط آن است و در هرصورت موکل آماده زندگی می‌باشد و وسایل زندگی آماده است و تقاضای رسیدگی دارم.


ـ اظهارات وکیل تجدیدنظرخواه : حسب اظهارات شخص موکل اینجانب، زوج به مسائل اخلاقی پایبند نیست. موکل اینجانب باکره است و حاضر است جهت روشن شدن این موضوع به هر مرجعی که شما دستور می دهید مراجعه کند. اما درخصوص اظهارات همکار محترم مبنی بر اقساطی شدن مهریه، باید عرض کنم که حسب مسئله 242 رساله امام خمینی (ره) توانایی یا عدم توانایی شوهر در حق حبس هیچگونه تاثیری ندارد و زن می تواند بدون درنظرگرفتن این موضوع از حق شرعی و قانونی خود استفاده کند. موکلم به دلیل تالمات  روحی که در اثر اختلاف با زوج برایش پیش آمده نتوانسته در جلسه دادگاه شرکت کند و جهت مداوا در شهرستان مشهد به سر می برد. با توجه به اینکه موکلم فردی نوجوان و معصوم می باشد و ادامه زندگی برای وی غیرمقدور است، حاضر است کلیه حقوق خود را از جمله مهریه و نفقه به زوجه  در مقابل طلاق ببخشد. از محضر شما تقاضای رسیدگی دارم.


رأی دادگاه بدوی (شماره دادنامه : 89099751990029)  :


درخصوص دعوی خواهان آقای حمید ج... فرزند ... متولد 1365 با وکالت آقای سعید ب... به  طرفیت خانم خدیجه ل... فرزند ... متولد 1372 مقیم کاشمر در دادخواست به تقاضای صدور حکم بر الزام خوانده  بر تمکین با توجه به خواسته خواهان و اظهارات وکیل وی در جلسه دادگاه و فتوکپی عقدنامه که ضمیمه پرونده می باشد و اینکه اخطاریه به خوانده ابلاغ واقعی شده که جهت دفاع  از خود در دادگاه حاضر نشده و خواسته خواهان را مورد انکار و تکذیب قرار نداده، خواسته خواهان به نظر دادگاه موجه است و  با استناد به ماده 1102 و 1103 و 1105 و 1114 قانون مدنی خوانده ملزم و محکوم  به تمکین از شوهرش در منزلی که شوهر برای او تعیین می نماید، می باشد. رأی دادگاه  با توجه به اینکه اخطاریه به خواهان  ابلاغ واقعی شده طبق ماده 303 قانون آیین دادرسی مدنی حضوری و پس از ابلاغ  ظرف بیست روز قابل تجدیدنظر در مراکز تجدیدنظر مرکز استان خراسان رضوی می‌باشد.


( ذاکری، رئیس شعبه حقوقی دوم کاشمر ـ 89/1/17)

رأی دادگاه تجدیدنظر (شماره دادنامه : 9009975135900464)


درخصوص تجدیدنظرخواهی خانم خدیجه ل… به وکالت خانم مریم ب…نسبت به دادنامه شماره 89099751990029 ـ 89/1/17 صادره از شعبه دوم دادگاه عمومی حقوقی کاشمر که به موجب آن تجدیدنظرخواه به تمکین از شوهرش محکوم شده است، با توجه به اینکه تجدیدنظرخواه اظهارداشته است غیر مدخوله و باکره است و تاکنون به انجام وظایف زوجیت اقدام نکرده و تقاضای اعمال حق حبس دارد و به موجب گواهی پزشکی قانونی مورخه 89/8/6 صحت اظهارات تجدیدنظرخواه محرز بوده و همچنین با توجه  به اینکه زوج تا کنون مقدمات تمکین را فراهم ننموده و منزل و اثاث البیت مناسب جهت شروع زندگی مشترک را تهیه و تدارک  ندیده، بنا به مراتب فوق تجدیدنظرخواهی وارد و منطبق بر بند «ج» ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی می باشد. بنابراین ضمن نقض رأی تجدیدنظر خواسته و با استناد به ماده 358 قانون مذکور و به تجویز ماده 1085 قانون مدنی که به زوجه اختیار داده شده تا تسلیم مهریه از تمکین خودداری ورزد، حکم  بر بطلان دعوی نخستین صادر و اعلام می‌گردد. این رأی قطعی است.


(آقای امیرحسین معزّی ـ 90/4/7)

طبق ماده 1102 قانون مدنی که یکی از آثار ازدواج را بیان داشته؛ همین که نکاح به طور صحیح واقع شد، روابط زوجیت بین طرفین موجود و حقوق و تکلیف زوجین در برابر همدیگر برقرار می شود. یکی از آثار زوجیت تمکین است که به محض صحت نکاح برقرار می شود و طبق ماده 1085 قانون مدنی، زن می تواند تا مهر به او تسلیم نشده، از ایفای وظایفی که در مقابل شوهر دارد امتناع ورزد و این امتناع، مسقط حق نفقه نخواهد بود. زن حق حبس دارد، اعم از اینکه  شوهر معسر باشد یا توانگر و در رأی دادگاه محترم تجدیدنظر به نکته مهمی اشاره شده؛ چون که زوج مقدمات تمکین را فراهم ننموده و منزل و اثاث البیت  جهت شروع  زندگی مشترک تهیه  نکرده؛ تجدیدنظرخواهی زوجه را وارد و با استناد به بند «ج» ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی، حکم بر نقض رأی تجدیدنظرخواسته با استناد به ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی صادر نموده است.