print-icon

پرونده بذل مدت ازدواج موقت

در صورتی که زوجه در عقد نکاح موقت در عسر و حرج باشد می‌تواند با مطالعه نمونه پرونده فوق از دادگاه بذل مدت ازدواج موقت را تقاضا نماید.

نتیجه:

محکومیت به بذل مدت

موضوعات مرتبط

شماره پرونده آموزش:14436/20
نام مجتمع و شعبه: دادگستري تهران
نام شعبه رسيدگي کننده: شعبه اول دادگاه عمومي و حقوقي تهران
قاضي سرپرست: جناب آقاي رنجبر
کلاسه پرونده: 85/1020 ش1
خواهان: سميه
خوانده: سيد محسن
موضوع: صدور حکم مبني بر بذل مدت

ماده 1130 قانون مدني

خوانده دعوي برابر صيغه‌نامه مورخه فوق الذکر شوهر شرعي اينجانب خواهان مي باشد که حاصل اين وصلت از وي يک دختر سه ساله به نام سپيده است. خوانده مرا در خانه پدرم با يک فرزند رها نموده و به جاي نامعلومي رفته و هنوز از وي خبري نيست. با جستجو و پرسش به جايي نرسيده ام، حال با تسليم دادخواست ضمن بذل مهريه و با عنايت به صورت جلسه شوراي حل اختلاف شماره يک تهران و با توجه به اينکه پدرم فردي کارگر است و قادر به تأمين هزينه مخارج من و فرزندم نمي باشد لذا از مقام محترم شعبه عاجزانه تقاضاي صدور بذل مدت را دارم.


در تاريخ 85/12/15 در وقت مقرر شعبه اول دادگاه عمومي و حقوقي تهران تشکيل پرونده کلاسه فوق تحت نظراست. خواهان حاضر است خوانده حضور ندارد و لايحه اي واصل نشده است. خواهان اظهار مي‌دارد حرفهاي من همان است که در دادخواست نوشته ام که خوانده آقاي سيد محسن مرا به صيغه 99 ساله به عقد موقت خود درآورده و يک بچه هم از او دارم و مدت سه سال است که مرا رها کرده و به جاي نامعلومي رفته و خرج و مخارج هم ندارم و نفقه هم نداده است و اصلاً نمي دانم کجاست تقاضا دارم که تکليف مرا روشن کنيد و مرا طلاق بدهيد يعني اين شخص را مجبور کنيد که مرا رها بکند و بقيه مدت صيغه را بذل نمايد تا به فکر زندگي و بدبختي خودم باشم اگر مي آمد با او زندگي مي کردم الان که ما را رها کرده تقاضاي رسيدگي مطابق دادخواست را دارم حرف ديگري ندارم.


از استماع تصميم دادگاه اسقاط حق حضور نمودم.


دادگاه با بررسي محتويات پرونده به شرح ذيل مبادرت به اتخاذ تصميم مي‌نمايد: نظر به محتويات پرونده و اينکه عليرغم انتشار آگهي خوانده حضور نيافته است و عسر و حرج خواهان به نظر محرز است دادگاه در جهت رعايت ماده واحده قانون اصلاح مقررات مربوط به طلاق دادگاه مبادرت به صدور قرار ارجاع امر به داوري را صادر و اعلام مي نمايد تا هر يک از طرفين ظرف مدت 20 روز پس از ابلاغ يک نفر از نزديکان خود را که حداقل 40 ساله و آشنا به مسايل اسلامي و متأهل باشد جهت اصلاح ذات البين به اين شعبه معرفي نمايند.


نتيجه خودداري از انتخاب و معرفي داور اتخاذ تصميم قانوني خواهد بود مقرر شده دفتر وقت نظارت تعيين پس از حصول نتيجه و يا حلول وقت به نظر برسد. در تاريخ 86/2/16 در وقت فوق‌العاده جلسه دادگاه عمومي تهران تشکيل و پرونده تحت نظر است خواهان حضور دارد و اظهار مي دارد که از سوي خودم سيد خليل را به عنوان داور معرفي و حاضر است دادگاه خطاب به داور که موارد براي شما تفهيم و قرائت مي گردد که در اصلاح ذات البين زوجين سعي و تلاش خود را بنمايد و در نهايت نظريه خويش را ظرف بيست روز تقديم دادگاه نمايد. اظهار داشت متوجه شدم سعي خود را در ايجاد آشتي بين آن دو خواهم نمود در نهايت نظريه خويش را تقديم دادگاه خواهم کرد. در تاريخ 86/3/25 داور زوجه نظريه خود را به صورت مکتوب به دادگاه ارائه نموده؛ با توجه به سعي و کوشش و نيز با توجه به تحقيقات انجام شده به این نتيجه رسيده ام که جز طلاق راه چاره اي براي زوجه نيست و بهتر است که زوجه جدا شود و بذل مدت صورت گيرد. در تاريخ 86/4/7 در وقت نظارت جلسه دادگاه تشکيل پرونده تحت نظر است که نظريه داوري واصل گرديده ليکن زوج ( خوانده ) حضور ندارد جهت معرفي داور دادگاه با قيد قرعه آقاي محمدي را انتخاب و دستمزد تعيين نموده و موارد داوري به وي تفهيم و اظهار نموده که سعي و تلاش خواهم کرد که در دو جلسه آنها را در جهت ايجاد صلح و سازش و انصراف خواهان از طلاق دعوت نمايم و در غير اينصورت ظرف بيست روز نظريه خويش را تقديم دادگاه خواهم نمود. دادگاه پرونده را مقيد به وقت نظارت نموده که پس از حلول وقت به نظر برسد. در وقت نظارت پرونده تحت نظر است ملاحظه مي گردد بعلت عدم واريز مبلغ دستمزد داوري و متواري بودن خوانده هيچ گونه اقدامي صورت نگرفته است و با توجه به اصرار خواهان مبني بر بذل مدت، دادگاه با توجه به محتويات پرونده اتخاذ تصميم و به شرح ذيل مبادرت به صدور رأي مي نمايد.


کلاسه پرونده 85/1020 ش 1          شماره دادنامه : 902 – 31/5/86


خواهان:  سميه      خوانده : سيد محسن ـ خواسته صدور حکم بذل مدت


 

در خصوص دعوي خانم سميه به طرفيت آقاي سيد محسن فرزند سيد رسول به خواسته صدور به بذل مدت به شرح دادخواست تقديمي که عمده اظهارات خواهان بدين شرح است که خوانده دعوي برابر صيغه‌نامه موقت مورخه 81/12/14 شوهر شرعي اينجانبه مي باشد که مدت سه سال است مرا در خانه پدرم با يک فرزند رها نموده بجاي نامعلوم رفته و هيچ خبري از او نيست و جستجو و پرسش اينجانبه نيز بجايي نرسيده است. تقاضا دارم بخاطر رهايي از اين بدبختي شوهرم را مجبور کنيد که بقيه مدت صيغه را بذل نمايد تا به فکر زندگي و گرفتاري خود و بچه ام باشم و دادگاه با توجه به محتويات پرونده خوانده را از طريق نشر آگهي دعوت نموده که خوانده در جلسه دادگاه حاضر نشد و ايراد و انکاري به خواسته وارد نشده لذا دادگاه عسر و حرج خواهان را در تحمل ادامه زندگي زناشويي به کيفيت معنونه محرز دانسته و با تعيين داوران براي زوجين در جهت بقاء زندگي مشترک دادخواست خواهان از جدايي تلاش خود را معمول داشته که مساعي دادگاه مؤثر واقع نشده و زوجه نيز براي خواسته خويش اصرار ورزيده لذا دادگاه بنا به مراتب فوق‌الذکر به استناد 1130 قانون مدني خوانده را محکوم به بذل مدت باقي مانده در صيغه نامه موقت مورخه 81/12/14 به خواهان مي نمايد توضيحاً اينکه خواهان مدعي است که فرزند دختر سه ساله اي حاصل اين عقد نکاح موقت است که نگهداري آن فعلاً به خواهان واگذار گرديده است رأي صادره غيابي و ظرف مدت بيست روز پس از ابلاغ قابل واخواهي در اين شعبه و سپس ظرف مدت بيست روز قابل تجديدنظر در محاکم محترم تجديدنظر مرکز استان گيلان مي باشد.


رئيس شعبه اول دادگاه عمومي و حقوقي تهران ـ رنجبر

با بررسي اوراق و محتويات پرونده ملاحظه مي‌شود که خواهان به مدت 99 ساله در عقد موقت خوانده دعوي مي باشد و حاصل اين ازدواج يک دختر سه ساله مي باشد و با توجه به اظهارات وي خوانده مدت سه سال است او را رها کرده و در عسر و حرج زندگي مي کند و با بذل مهريه تقاضاي بذل مدت را نموده است که دادگاه محترم ارجاع امر به کارشناس را نموده که زوجه داور خود را معرفي نموده ولي زوج متواري مي باشد و در هيچ يک از جلسات دادگاه حضور نيافته است و دفاعي نيز ننموده است. با توجه به نظريه کارشناس و ساير اوراق پرونده دادگاه محترم به استناد مواد 1130 قانون مدني خوانده را محکوم به بذل مدت باقي مانده در صيغه نامه موقت نموده که رأي صادره خالي از ايراد و اشکال مي باشد.