حرف ناحق
حرف ناحق
جدیدترین اخبار حرف ناحق
4 آبان 1398

خاطرات دفترخانه (قسمت دوازدهم)- ازدواج با پسر تراجنسی

حرف ناحق

خانم میانسال که بسیار آرام به نظر می‌رسید، قصد مشاوره داشت - یکی از فعالیتهای روزمره من دادن اینگونه مشاوره‌هاست - خودش را معرفی کرد و گفت پسرم قصد ازدواج دارد

شود جهان لب پر خنده‌ای، اگر مردم کنند دست یکی در گرهگشایی هم

بازگویی یک خاطره در مواجه با کارکنان قوه قضائیه از سوی مهدی نوده

خاطرات دفترخانه (قسمت یازدهم) - ازدواج جعلی

چهارده سال از ازدواجشان می‌گذشت. قرارشان این بود که خانم تمام 500 سکه مهریه اش رو ابراء کنه (ببخشه) اما وقتی خانم صحبت از حق طلاق کرد همسرش آشفته شد، انگار زن این درخواست رو بدون توافق قبلی و فی‌البداهه مطرح می‌کرد.

خاطرات دفترخانه (قسمت دهم) - مهریه دست و پای شوهر

قبلا هم به دفترخانه آمده بودند اما نتیجه‌ای نداشت. همسرش می‌گفت در صورتی حاضر به ادامه زندگی با اوست که مرد هیچ رابطه‌ای با خانواده خود نداشته باشد!

خاطرات دفترخانه (قسمت نهم) - قضاوتهای شتاب‌زده

قبلا هم از مردی نوشتم که با همسر و پسر بزرگ و نوه‌اش برای دادن وکالت طلاق آمده بود و از شکایت آنها از آن شخص که برغم ده‌ها بار تعهد باز هم پیمان شکنی کرده و با صغیر و کبیر رابطه جنسی برقرار می‌کند.

خاطرات دفترخانه (قسمت هشتم) – جنگ و صلح

زن و مردی جوان با روحیه‌ای پرشور و نشاط وارد دفترخانه شدند. اگر سابقه دهها گزارش نیروی انتظامی و پرونده دادسرا و دادخواست و دادنامه کیفری و دادگاه خانواده و ... علیه هم رو نشون نمی‌دادند، تصور نمی کردم این دو جوان شاد و شنگول که امروز مثل دو پرنده عاشق مشغول لاس زدن و قربون صدقه رفتن با هم

خاطرات دفترخانه (قسمت هفتم) – جوان‌های امروزی

لباسهاش خیلی نامرتب بود. بعدا معلوم شد مستقیم از محل کارش یعنی مغازه میوه فروشی محل آمده. جوانی بیست چهار پنج ساله به نظر می‌رسید. گفت می‌خوام به پدرم تو شهرستان وکالت بدم تا خانمم را طلاق بده !

خاطرات دفترخانه (قسمت ششم) – چگونه پسرم را از ارث محروم کنم؟

این خانم قبلا هم با پسرش برای انجام کاری به دفترخانه آمده بود اما این بار فقط قصد مشاوره داشت.

ماشین زمان از شورای حل اختلاف به پلیس امنیت اخلاقی رسید

در یک اتفاق عجیب، پلیس امنیت اخلاقی پیش از وقوع بی‌حجابی برای شخصی پیامک احضار به پلیس امنیت اخلاقی خیابان وزرا به دلیل بی‌حجابی در خودرو ارسال کرد.

اختراع ماشین زمان در یکی از شعب شورای حل اختلاف تهران

شورای حل اختلاف در یک پرونده عجیب پیش از جلسه رسیدگی اقدام به صدور رای کرد

شکایت یک شهروند از رفتار غیرقانونی یک اتوبوس بین‌شهری

نازنین از مخاطبان داتیکان برایمان نوشته:

خاطرات دفترخانه (قسمت پنجم) - ترافیک طلاق در دادگاه خانواده

با اینکه سال ۸۹ عقد کردند ولی از سال ۹۲ آقا، خونه و زندگی را ترک کرده و رفته دنبال یللی تللی و خانم اجبارا مدتی از همان پول پیش خونه شکمش رو سیر کرده و بعدش هم وبال گردن پدر بیچارست!

فروشنده زیر قولش زد

یک پرسش حقوقی جالب و پیچیده‌ که یکی از مخاطبین ما مطرح کرده بود. پاسخ سوال را فردا منتشر میکنیم. شما هم پاسخ خود به این سوال را برای ما بفرستید:

خاطرات دفترخانه (قسمت چهارم) - چرا عاقل کند کاری...

یکی از مراجعان امروز خانمی محجبه (چادری) و میانسال و چاق بود. برای آنکه حرفهایش را دیگران نشنوند وسواس زیادی نشان می‌داد، بخاطر همین روی نزدیک‌ترین صندلی به میز من نشست.

خاطرات دفترخانه (قسمت سوم): دوراهی اعتماد

جوان حدود سی و دو سه سال داشت. با سر و وضعی خیلی ساده و بسیار معمولی. همانطور ساده و بی تکلف هم حرف می‌زد. اجازه بدهید گفتگوی امروزم با این جوان را تا آنجا که در خاطرم مانده عینا بنویسم:

حرف ناحق – اپیزود اول

دوستم گفت: آقا دستم به دامنت. یادت هست که من پنج ماه پیش عقد کردم. دو ماه نگذشته بود که با همسرم اختلاف پیدا کردم. چند روز پیش از دادگاه ابلاغیه آمده و گفته زنم مهریه اش را میخواد.

خاطرات دفترخانه (قسمت دوم): مهریه نجومی بخشیده شد

پیرمرد بسیار موقر و خوش‌بیان به نظر می‌رسید. گفت عروسش قصد دارد تا مهریه خود را ببخشد

خاطرات دفترخانه (قسمت اول): ازدواج کودکان

مراجعه کننده خانمی 28 ساله و موضوع مورد درخواستش تنظیم سند در مورد مهریه و گرفتن وکالت طلاق از مرد بود. منتهی با این تفاوت که خانم آمادگی داشت برای گرفتن وکالت جهت موافقت با طلاق توافقی علاوه بر مهریه و نفقه و اجرت المثل و سایر حقوق مالی خود ۳۵ میلیون تومان هم به شوهرش پول دستی بدهد! (بذل کند).