حرف ناحق
حرف ناحق
جدیدترین اخبار حرف ناحق
4 آبان 1398

خاطرات دفترخانه (قسمت دوازدهم)- ازدواج با پسر تراجنسی

حرف ناحق

خانم میانسال که بسیار آرام به نظر می‌رسید، قصد مشاوره داشت - یکی از فعالیتهای روزمره من دادن اینگونه مشاوره‌هاست - خودش را معرفی کرد و گفت پسرم قصد ازدواج دارد

خاطرات دفترخانه (قسمت پنجم) - ترافیک طلاق در دادگاه خانواده

با اینکه سال ۸۹ عقد کردند ولی از سال ۹۲ آقا، خونه و زندگی را ترک کرده و رفته دنبال یللی تللی و خانم اجبارا مدتی از همان پول پیش خونه شکمش رو سیر کرده و بعدش هم وبال گردن پدر بیچارست!

فروشنده زیر قولش زد

یک پرسش حقوقی جالب و پیچیده‌ که یکی از مخاطبین ما مطرح کرده بود. پاسخ سوال را فردا منتشر میکنیم. شما هم پاسخ خود به این سوال را برای ما بفرستید:

خاطرات دفترخانه (قسمت چهارم) - چرا عاقل کند کاری...

یکی از مراجعان امروز خانمی محجبه (چادری) و میانسال و چاق بود. برای آنکه حرفهایش را دیگران نشنوند وسواس زیادی نشان می‌داد، بخاطر همین روی نزدیک‌ترین صندلی به میز من نشست.

خاطرات دفترخانه (قسمت سوم): دوراهی اعتماد

جوان حدود سی و دو سه سال داشت. با سر و وضعی خیلی ساده و بسیار معمولی. همانطور ساده و بی تکلف هم حرف می‌زد. اجازه بدهید گفتگوی امروزم با این جوان را تا آنجا که در خاطرم مانده عینا بنویسم:

حرف ناحق – اپیزود اول

دوستم گفت: آقا دستم به دامنت. یادت هست که من پنج ماه پیش عقد کردم. دو ماه نگذشته بود که با همسرم اختلاف پیدا کردم. چند روز پیش از دادگاه ابلاغیه آمده و گفته زنم مهریه اش را میخواد.

خاطرات دفترخانه (قسمت دوم): مهریه نجومی بخشیده شد

پیرمرد بسیار موقر و خوش‌بیان به نظر می‌رسید. گفت عروسش قصد دارد تا مهریه خود را ببخشد

خاطرات دفترخانه (قسمت اول): ازدواج کودکان

مراجعه کننده خانمی 28 ساله و موضوع مورد درخواستش تنظیم سند در مورد مهریه و گرفتن وکالت طلاق از مرد بود. منتهی با این تفاوت که خانم آمادگی داشت برای گرفتن وکالت جهت موافقت با طلاق توافقی علاوه بر مهریه و نفقه و اجرت المثل و سایر حقوق مالی خود ۳۵ میلیون تومان هم به شوهرش پول دستی بدهد! (بذل کند).