پسر میترا استاد : تقاضای قصاص خون مادرم را دارم
31 تیر 1398

پسر میترا استاد : تقاضای قصاص خون مادرم را دارم

دومین جلسه رسیدگی به پرونده قتل میترا استاد در دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی محمدی کشکولی به صورت علنی برگزار شد.  

  داتیکان : دومین جلسه رسیدگی به پرونده قتل میترا استاد در دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی محمدی کشکولی به صورت علنی برگزار شد.

 به گزارش داتیکان و به نقل از  خبرنگار گروه حقوقی و قضایی خبرگزاری میزان، دومین جلسه رسیدگی به پرونده قتل میترا استاد در دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی محمدی کشکولی به صورت علنی برگزار شد.

در ابتدا قاضی کشکولی گفت: قبل از رسمیت جلسه دادگاه لازم است با توجه به علنی بودن دادگاه مطالبی عرض کنم و در مرحله بعد با اعلام رسمیت جلسه دادگاه ادامه خواهد داشت.

رئیس دادگاه گفت: جلسه دادگاه با مجوز ریاست قوه قضاییه به موجب مقررات قانون آیین دادرسی کیفری علنی است انتشار مشروح دادگاه با رعایت قانون ۳۵۲ آیین دادرسی کیفری آزاد است با توجه به اینکه مطالبی در فضای مجازی منتشر می‌شود که بعضا به روایت از رسانه‌ها و خبرنگاران حاضر در جلسه است و با توجه به مقررات مفاد مواد ۳۵۴ قانون آیین دادرسی کیفری، در خصوص اخلال در نظم دادگاه و مطالب تذکر می‌دهم.

وی گفت: از مستشار دادگاه آقای ترابی می‌خواهم مقررات ماده ۳۵۴ و ۳۵۲ قانون آیین دادرسی کیفری درباره علنی بودن یا غیر علنی بودن را برای حاضرین قرائت کند.

ترابی مستشار دادگاه مفاد ومواد ۳۵۴ و ۳۵۲ قانون آیین دادرسی کیفری را قرائت کرد.

قاضی کشکولی در ادامه گفت: با اعلام رسمیت و پیرو جلسه مورخ ۲۲.۴.۹۸ جلسه امروز را در وقت مقرر آغاز می‌کنیم.

جلسه شعبه نه دادگاه کیفری یک استان تهران، به امضا کنندگان ذیل با حضور طرفین پرونده و اولیای دم، احدی از اولیای دم، مهیار صفری، محمد علی نجفی و دو تن از وکلای مدافع تشکیل است.

وی گفت: نماینده دادستان و افراد مطلع حاضرند، همچنین کارشناسان در صحنه جرم از جمله کارشناس اسلحه، کارشناس بخش فیزیک جنایی، پزشک معاینه جسد و روانپزشکان حضور دارند که در صورت ضرورت از آن‌ها توضیح اخذ خواهد شد.

قاضی گفت: جلسه امروز در دو بخش بررسی صحنه جرم و ورود و خروج افرادی که قبل از ساعت ۹ تا ۱۲:۴۰ روز وقوع جرم که آخرین خروج نجفی بود، عندالاقتضاء پخش خواهد شد.

وی افزود: در این مرحله دادگاه خطاب به وکلای اولیای دم می‌گوید که اگر صحبتی دارند احدی از وکلا در جایگاه قرار بگیرد.

حاجی لویی احدی از وکلای اولیای دم در جایگاه حاضر شد و قاضی کشکولی ضمن تفهیم مقررات ذیل ماده ۱۹۴ قانون آ‌یین دادرسی کیفری گفت: اگر مطالبی دارید بفرمایید.

حاجی لویی از وکلای اولای دم گفت: در جلسه قبل به دستور شما مواردی در این پرونده به عنوان حواشی اتفاق افتاده بود که شما دستور دادید عنوان نشود، اما تیتر مهدورالدم بودن در روزنامه‌ها منتشر شد و به آبروی اولیای دم خدشه وارد گردید.

وی ادامه داد: من به همراهی همکارم بعد از مطالعه پرونده، دفاعیات ناجوانمردانه متهم حاضر را مطالعه کردیم که این دفاعیات متعارض بود و لاجرم در کیفرخواست خوانده شد و تیتر اول رونامه‌ها گشت.

این وکیل افزود: اقاریر متهم به این شرح بود که مرحومه ابتدا وارد زندگی‌ام شد و من اشتباه کردم با او ازدواج کردم، البته او در دفتر مهرشهر کرج چه هزینه‌ای کرد تا این ازدواج را به ثبت برساند، بماند.

وی خطاب به محمدعلی نجفی گفت: شما حق طلاق داشتید و می‌توانستید او را طلاق بدهید. بعد می‌گویید او را کشتم اشتباه کردم. شما نوک مداد را که نشکانده‌اید که می‌گویید اشتباه کردم، اینجا صحنه سیاست نیست که با هر اشتباهی کنار بکشید، شما مرتکب قتل عمد شدید و در دادگاه باید پاسخگو باشید.

در این هنگام قاضی کشکولی ضمن تذکر گفت: ما مقررات آیین دادرسی کیفری را قرائت می‌کنیم و توقع داریم وکلا که حقوقدان هستند قواعد عمومی را قرائت کنند، شما مطالب را بر خلاف قانون عنوان نکنید.

قاضی ادامه داد: از مستشار خود آقای ترابی می‌خواهیم مجددا مفاد ماده ۳۵۸ قانون آیین دادرسی کیفری ر ا قرائت کند. شما باید حقوق شهروندی را رعایت کنید، استماع الفاظ ناجوانمردانه در شان دادگاه نیست.

ترابی مجددا مفاد مواد ۳۵۸ قانون آیین دادرسی کیفری را قرائت کرد.

وکیل اولیای دم در ادامه اظهار کرد: یک بار گفتند پرستو است و با نهاد‌های امنیتی در ارتباط است و یک بار گفتند قصد داشته اطلاعات شخصی را در اختیار خبرنگار قرار دهد؛ اما آقای نجفی شما چهل سال در سیاست این مملکت دست داشتید و بهتر از همه می‌دانید کار نهاد امنیتی طبقه‌بندی اطلاعات و کار خبرنگار انتشار اطلاعات است، البته اولیای دم می‌دانند مقتول قصد داشته چه مسائلی را با خبرنگار مطرح کند.

وی ادامه داد: این حرف‌ها را وکیل معزول‌شان یاد داده و گفته چون مهدور‌الدم بوده به این علت وی را به قتل رسانده؛ اما حرف خود را پس گرفتند و گفتند نیت کشتن نداشته است. من از آقای گودرزی وکیل آقای نجفی می‌خواهم به متهم بگوید این دو دفاع قابل جمع نیست.

قاضی کشکولی خطاب به وکیل اولیای دم گفت: خطاب صحبت شما به دادگاه باشد.

وکیل اولیای دم در ادامه اذعان کرد: از شما خواهش می‌کنم یک بار برای همیشه در محضر دادگاه به قتل عمدی اعتراف و عذر خواهی کنید.

قاضی کشکولی اظهار کرد‌: شما باید در چارچوب دفاع صحبت کنید.

وکیل اولیای دم اظهار کرد: اولیای دم اکنون گله‌مندند که چرا (خانواده قاتل) در این مدت حتی یک بار به پسر او که مادر خود را در حمام خون‌آلود دیده و پسری که به ناحق مادرش کشته شده، حتی یک سر نزدند.

قاضی کشکولی خطاب به وکیل اولیای دم گفت: این‌ها در رابطه با دلایل اتهام نیست.

وکیل اولیای دم در ادامه گفت: خانواده متهم حق و حقوق مقتول را مطالبه کرده و ماشین لکسوس وی را فروختند تا به این‌ها پولی نرسد که حتی نتوانند این بچه را به روانشناسی ببرند. سئوالی که دارم این است اتهاماتی که به مقتول زدید وکالتا یا اصالتا بوده که حق دفاع محفوظ باشد.

قاضی کشکولی در این بخش از جلسه دادگاه اظهار کرد: در رابطه با عدم حضور احدی از وکلای نجفی، وی آخر وقت اداری روز گذشته علیزاده طباطبایی را عزل کرد و مراتب به وی ابلاغ شده است و به همین دلیل در این جلسه حضور نیافت.

قاضی کشکولی با بیان اینکه احدی از اولیای دم در جلسه به نام مهیار صفری حضور دارد و جهانشاه صفری به عنوان، ولی قهری وی است، گفت: از خبرنگاران تقاضا می‌کنم با توجه به شرایط سنی عکسی از وی نگیرید چرا که برخلاف قانون و شان خبرنگاری است.

در ادامه قاضی کشکولی از جهانشاه صفری خواست تا در جایگاه قرار گیرد و از وی پرسید که پسرش چند سال دارد.

جهانشاه صفری در پاسخ گفت: متولد ۱۱ شهریور ۱۳۸۲ است.

قاضی کشکولی خطاب به جهانشاه صفری گفت: شما تشریف داشته باشید و از شما به موقع تحقیق خواهم کرد.

رئیس دادگاه از مهیار صفری خواست تا در جایگاه قرار گیرد و ضمن تفهیم ماده ۱۹۴ قانون آیین‌دادرسی کیفری از وی خواست تا اگر شکایتی دارد با ذکر دلایل و در ابتدا با معرفی خود بیان کند.

پسر میترا استاد بیان کرد: مهیار صفری متولد ۱۱/۶/۸۲ فرزند جهانشاه و سیکل هستم.

قاضی کشکولی اظهار کرد: در رابطه با قتل مادر خود اگر شکایتی دارید بیان کنید.

مهیار گفت: تقاضای قصاص خون مادرم را دارم.

قاضی کشکولی از پسر میترا استاد خواست تا مشاهدات خود را از نحوه قتل مادرش بیان کند.

مهیار در تشریح نحوه قتل مادر خود بیان کرد: ساعت ۹ صبح از خانه خارج شدم و ۱۲ وارد خانه شدم که دو غریبه در خانه بودند در ابتدا فکر کردم اشتباه آمدم، اما متوجه شدم درست آمدم و به کمک آقای آقازاده وارد حمام شدیم و مادرم را داخل حمام دیدم که حوالی ساعت ۱۲ و ۱۰ دقیقه بود.

قاضی کشکولی خطاب به مهیار گفت: مادر شما در چند نوبت با نجفی درگیری داشت و حتی طرفین زخمی هم شده بودند در این خصوص چه می‌دانید؟

مهیار گفت: این موضوع به ماه‌ها پیش و حدود سه ماه پیش برمی‌گردد.

در ادامه جهانشاه صفری پدر مهیار صفری در جایگاه قرار گرفت و قاضی کشکولی خطاب به وی گفت: شما طبق قانون، ولی قهری هستید در رابطه با خواست پسرتان توضیح دهید؟

جهانشاه صفری گفت: درخواست من این است که عدالت برقرار شود. تقاضای قصاص دارم و با توجه به اینکه پسرم چنین تقاضایی داشته از طرف وی این تقاضا را دارم.

در ادامه قاضی کشکولی از متهم نجفی خواست تا برای دفاع در جایگاه حاضر شود.

قاضی خطاب به متهم نجفی گفت: در ابتدا خود را معرفی کنید ضمن اینکه مواد ۱۹۳ و ۱۹۴ آ‌یین دادرسی کیفری تفهیم می‌شود و مواظب اظهارات خود باشید.

نجفی گفت: من محمد علی نجفی فرزند احمدعلی متولد سال ۱۳۳۰ در تهران، و ساکن تهران هستم و سابقه کیفری ندارم.

قاضی ضمن تفهیم اتهام به نجفی گفت: با توجه به شکایت اولیای دم و مطالبه قصاص و مطالبه دیه گزارش کلانتری ۱۲۵ شهرک غرب در خصوص کشف جسد مقتوله در منزل شما، اظهارات دخترتان و دامادتان و مهیار صفری و راننده شخصی شما در خصوص مشاهدات خود در صحنه جرم، کشف پوکه و مرمی از جسد مقتوله و صحنه جرم، کشف اسلحه نیمه خودکار کمری با ۵ پوکه شلیک شده، گزارش عوامل بررسی صحنه جرم و جسد، نظریه پزشکی قانونی، اعترافات صریح شما در مرجع انتظامی، پلیس آگاهی تهران و نزد بازپرس، گزارش فیزیک جنایی و کارشناس اسلحه در خصوص سلاح استفاده شده، بازسازی صحنه جرم، بازبینی فیلم‌های دوربین‌های مدار بسته و ورود افراد مطلع، کارشناسی سلاح برتا و خشاب و ۸ فشنگ جنگی، کشف دست نوشته شما در سه برگ و شش صفحه و دو برگ داخل منزل و انجام کارشناسی و تأیید اصالت آن، اظهار نظر سه نفره پزشکی قانونی در خصوص سلامت روحی و روانی شما و صدور کیفرخواست از ناحیه دادسرای جنایی، اتهام شما به شرح ذیل تفهیم می‌شود.

در ادامه قاضی گفت: اتهام منتسب به شما اعم است از ۱. مباشرت در قتل عمدی مرحومه میترا استاد فرزند کاکابرار به واسطه شلیک گلوله از اسلحه نیمه کمری غیر مجاز ۲. حمل و نگهداری سلاح و مهمات مربوطه پس از انقضای مهلت حمل سلاح و ایراد جراحت عمدی منتهی به فوت، آیا اتهامات انتسابی را قبول دارید؟

متهم نجفی گفت: مواردی از آنچه گفتید را قبول دارم؛ اما اتهام قتل عمد را نمی‌پذیرم. از وقتی که به من دادید تشکر می‌کنم و این حادثه دردناک را به خانواده استاد تسلیت عرض می‌کنم. هدف من در تبیین مسائل فقط روشن شدن حقایق است. به خدا پناه می‌برم امیدوارم خداوند از این تقصیر مرا مورد رحمت خود قرار دهد.

این متهم گفت: آنچه در کیفرخواست قرائت شد بخشی نادرست و بخشی غیر دقیق بود. امروز از رئیس دادگاه تشکر می‌کنم که بر اساس قانون به او تذکر داد، وکیل حق ندارد توهین کند یا الفاظ ناجوانمردانه استفاده کند یا به دوران وزارت من در آموزش و پرورش با سخنانی طعنه بزند.

وی گفت: آنچه در مطالب آقا مهیار هم مطرح شد به دلیل شرایط روحی او را درک می‌کنم او مطالبی را به اشتباه گفت که البته وارد نمی‌شوم، اما من به هیچ عنوان در هیچ زمانی مرحومه را به قتل تهدید نکردم، درباره اسلحه هم توضیح خواهم داد.

متهم نجفی افزود: در کیفرخواست مطالبی ذکر شده بود که از نامه شش صفحه‌ای من خواندند در حالی که من در صدر نامه نوشته بودم که دوست ندارم نامه عمومی شود حتی نمی‌خواستم همه بستگانم از آن اطلاع داشته باشند تعجبم که چرا نماینده دادستان بخشی را قر ائت کرد و اگر قرائت آن مطالب لازم بود باید در جلسه غیر علنی مطرح می‌شد من به این موضوع راضی نبودم در صدر نامه هم به آن اشاره کرده بودم.

متهم نجفی ادامه داد: تاریخچه‌ای را از رابطه من و آن مرحومه بیان می‌کنم. در تاریخ ۸ تیرماه ۹۷ ما با هم ازدواج دائمی داشتیم و قبل از آن به مدت ۷ ماه محرم با عقد موقت بودیم و رابطه داشتیم و در دوران عقد موقت به دلیل مشغله کاری که من داشتم فرصت گفت‌وگو نداشتیم و خیلی از مسائل اجمالی و عقد دائم با عجله اتفاق افتاد.

این متهم گفت: من به این دلیل راضی به عقد دائم نبودم که اولا فرصت بیشتری برای شناخت هم داشته باشیم و دیگر اینکه از نظر مبانی اعتقادی و فرهنگی با هم فاصله داشتیم. همچنین من قرار عمل جراحی در تاریخ ۱۰ یا ۱۲ اردیبهشت داشتم و پزشک معالجم به من گفته بود تا یک ماه بعد از عمل نمی‌توانم فعالیت داشته باشم و باید تحت مراقبت قرار بگیرم، اما او این را نپذیرفت و عجله من به این دلیل بود.

وی افزود: بعد از عقد دائم اختلافات در مسائل مختلف خود را نشان داد و من خیلی سعی کردم بعد از دوران نقاهت با بحث و گفت‌وگو به یک نقطه مشترک برسیم، البته برخی سوتفاهم‌ها مسئله ما را به صورت حادتری نشان می‌داد.

متهم نجفی گفت: حدود شش ماه قبل به این نتیجه رسیدم که زندگی مشترک ما با توجه به عمق اختلافات به جایی نمی‌رسد و پیشنهاد طلاق توافقی دادم؛ اما او نپذیرفت و یکی از دلایل او عشقش به من بود من هم او را دوست داشتم، اما فکر کردم با این حجم اختلافات ادامه بدهیم عشق ما به نفرت تبدیل می‌شود.

وی گفت: از طریق ریش سفیدان تلاش کردم البته می‌توانستم خودم او را طلاق بدهم، او در روز عقد از من خواسته بود و با هم به توافق رسیده بودیم که در صورتی که هر کدام خواستیم جدا بشویم اختیار طلاق با او باشد، اما من به او قول داده بودم در صورت توافق دو طرفه جدا خواهیم شد به همین دلیل پافشاری نکردم و طلاق محقق نشد.

وی گفت: تا اینکه این اواخر از یک ماه قبل از واقعه گفت که حق نداری درباره طلاق با من یا اعضای خانواده‌ام صحبت کنی، یک هفته قبل از حادثه از منزل قبلی تصمیم گرفتیم به منزل بزرگتری نقل مکان کنیم. روز اسباب کشی دوباره سر موضوعی بحث کردیم، برادر و خواهرش نیز حضور داشتند رابطه سرد بود تا قبل از شب حادثه که برادرش را برای شام دعوت کرده بود. دور هم بودیم او فهمید رابطه سرد است بعد از شام برادرش رفت.

متهم نجفی گفت: بعد از رفتن برادرش مرحومه شروع به جر و بحث کرد. من نمی‌خواستم وارد جر و بحث شوم، چون در مواردی به برخورد فیزیکی هم می‌انجامید و من مخالف بودم، در طول عمرم با هیچ کس برخورد فیزیکی نداشتم، آن شب سعی کردم جواب ندهم و برای اتمام بحث به اتاق خواب رفتم تا استراحت کنم.

این متهم گفت: مرحومه تا ساعت ۳ صبح در اتاق من راه می‌رفت و با عصبانیت حرف می‌زد و نگذاشت من استراحت کنم. حدود ساعت سه به اتاق دیگری رفت و من خوابیدم صبح روز بعد حدود ساعت ۸:۰۰ آقا مهیار را بیدار کردم تا با آژانس سر جلسه امتحان حاضر شود. من با او با ملاطفت رفتار می‌کردم، سعی می‌کردم وظایف پدری را برای مهیار به نحو احسن انجام دهم.

وی افزود: بعد از رفتن مهیار حدود ساعت ۹ مرحومه بیدار شد و به مجرد بیرون رفتن مهیار، مطالب شب قبل را مطرح کرد. پاسخ ندادم. ۹:۳۰ حمام رفت و گفت بعد از حمام بیرون می‌روم پرسیدم کجا می‌روی، گفت خودم می‌دانم و به طرف حمام رفت.

متهم نجفی گفت: از آن لحظه به بعد بسیار عصبانی شدم، فشار عصبی داشتم جواب او مبنی بر اینکه خودم می‌دانم کد بود و از آن لحظه به بعد همه ماجرا دو الی سه دقیقه طول کشید و از عصبانیت و خشم نفهمیدم چه شد.

این متهم اظهار کرد: یک دقیقه بعد از اینکه او حمام رفت پشت سرش رفتم، از در حمام تا وان فاصله یک متر است. خواستم با او صحبت کنم تا موضوع طلاق را تمام کنیم. در کمد اتاق خواب نیمه باز بود اسلحه آنجا قرار داشت آن را با عصبانیت برداشتم و پشت سر او وارد شدم اسلحه را برداشته بودم تا به او بگویم اگر ادامه بدهد شاید کار ما به خون و خونریزی برسد.

 

وی بیان داشت: اسلحه را با بالش به حمام بردم، نمی‌دانم چرا هنوز وارد وان نشده بود وقتی وارد حمام شدم تقریبا سینه به سینه شدیم بالش را کنار زدم که بگویم کار ما به جا‌های باریک می‌کشد اگر به صورت مسالمت آمیز به پایان نرسانیم. با دیدن اسلحه هول شد و دو دستش را روی شانه‌های من گذاشت، به عقب رفتم دستم روی ماشه بود یک گلوله شلیک شد بالش به زمین افتاد بعد از آن ابتکار عمل از دستم خارج شد. نوک اسلحه را بالا بردم تا به سمت او نباشد و به او آسیب نرسد.

متهم نجفی ادامه داد: او دو دستی دست راستم را گرفت، گفتم ول کن، و چهار تیر شلیک شد. من قصد شلیک نداشتم تا اینکه آخرین تیر به او اصابت کرد که به اعتقاد من غیر مستقیم شلیک شده است. او عقب رفت از پشت سر در عرض وان افتاد مقداری از بدن داخل و مقداری بیرون ماند. بعد از آن دیگر تیری شلیک نشد.

وی افزود: شوکه شده بودم جلو رفتم دیدم حرکتی ندارد و بالای سینه‌اش سوراخ شده، تا ۴ و ۵ دقیقه بدون حرکت آنجا ایستاده بودم. چند بار قصد کردم با همان اسلحه خودم را بکشم. کنار او در وان نشستم و شلوار و قوزک پایم خونی بود به نظرم آمد آن دو بار که کنار او نشسته بودم اینطور شده بود.

نجفی گفت: بعد از چند دقیقه از حمام بیرون آمدم و نمی‌دانستم چه کنم. نهایتا به راننده‌ام زنگ زدم. دو کیف با اسناد خصوصی و موبایل و مدارک پزشکی و کپی قباله ازدواج در آن بود. نمی‌دانستم چه اتفاقی برایم می‌افتد به راننده‌ام گفتم این‌ها را به دخترم بده. تا این مدارک گم نشود.

وی گفت: بعد به نظرم رسید از داستان زندگی مشترکم با مرحومه نامه‌ای بنویسم، چون که به دستور مرحومه با خانواده‌ام شش ماه بود تماس نداشتم، البته دو سه بار با حضور خودش تماس تلفنی داشتم.

متهم نجفی ادامه داد: از خطم معلوم بود نامه را با عجله نوشته‌ام عنوان مهدورالدم را اصلا مطرح نکردم در بازجویی هم نگفتم حتی بازپرس بار‌ها می‌خواست آن را در دهان من بگذارد، اما من نگفتم.

وی ادامه داد: آن نامه را نوشتم داخل کیف گذاشتم و به راننده دادم. بعد از آن به زیارت حضرت معصومه (س) در قم و قبور پدر و مادرم رفتم تا آنجا تصمیم بگیرم که چه اقدامی انجام بدهم. اسلحه را با خودم بردم. فکر می‌کردم شاید در محل مزار پدرم خودکشی کنم.

این متهم گفت: کارت حمل سلاح را در کمد قسمت جعبه داور‌ها گذاشته بودم آن را برداشتم دیدم زمان آن تا سال ۹۴ است بعد از مدت‌ها تازه فهمیدم تاریخ اعتبار آن تمام شده است.

متهم نجفی افزود: از ترمینال بیهقی با اتوبوس به قم و سر مزار پدر و مادرم رفتم. تصمیم گرفتم خودم را معرفی کنم و با کرایه خطی به ترمینال و به اداره آگاهی مرکزی رفتم. در راه تلفن همراه راننده را گرفتم و نمی‌دانم به همسر اولم یا به دخترم زنگ زدم، البته دخترم جواب داد. گفتم نگران نباشید به اداره آگاهی می‌روم. به اداره آگاهی رفتم یکی دو ساعت قبل از پوشیدن لباس بازداشتی‌ها با ریاست آگاهی صحبت کردم که آن عکس منتشر شده بود.

وی افزود: بعد از احضار، لباس بازداشتی پوشیدم و به پزشکی قانونی رفتیم. درباره اینکه من قصد قبلی برای قتل داشته باشم به هیچ عنوان درست نیست، من قصد قبلی نداشتم. البته اشتباه کردم که اسلحه همراهم بود یا دستم روی ماشه بود. قصد نداشتم، چون فاصله من با او زیاد نبود اگر قصد قبلی داشتم یک تیر کفایت می‌کرد ۵ گلوله شلیک شد. محل اصابت گلوله به بدن او از نظر فنی نشان می‌دهد مستقیم نبوده است.

متهم نجفی بیان داشت: من قبل از انقلاب در کلاس اسلحه شرکت کرده بودم و آشنایی داشتم. اینکه در فاصله یک متری ۵ گلوله به سقف و ... بخورد، نشان می‌دهد شلیک‌ها غیر ارادی بود.

وی افزود: در فضای مجازی این مطلب را که شوخی به نظر می‌رسد جدی نوشته بودند و سه نفر در بازداشتگاه از من پرسیدند که شما دستتان باز بود چرا این کار را به کسی دیگر واگذار نکردید، واقعا من قصد قبلی برای قتل نداشتم که این کار‌ها را بکنم. تا شب آخر مشغول کار‌های زندگی‌ام بودم. اما اختلافات آنقدر زیاد شده بود که می‌خواستم او را به طلاق قانع کنم. درباره اسلحه باید بگویم در سال ۶۰ که ترور خیابانی توسط گروه‌های منافقین و ... انجام می‌شد در زمان مرحوم شهید رجایی من وزیر فرهنگ و آموزش عالی شدم آن زمان در شورای عالی امنیت تصمیم گیری شد مسئولینی که در معرض ترور هستند سلاح داشته باشند و به من هم دادند چند ماه همراهم بود.

وی گفت: بعد از آرام شدن فضای کشور هیچ گاه اسلحه همراهم نبود من کارت حمل سلاح را کنترل نمی‌کردم، اما از طریق حراست دستگاه مورد خدمت یا سرتیم محافظین خود به خود تمدید می‌شد تا آخرین بار که شاید در حراست ریاست جمهوری بود که کارت من تمدید شده بود.

این متهم گفت: بار‌ها خواستم اسلحه را برگردانم. در سال ۱۳۷۰ وزارت دفاع اسلحه مسلسل جدید که خودش تولید کرده بود به وزرا و مسئولین هدیه داد. من دو سه ماه بعد دیدم به دردم نمی‌خورد تحویل دادم در کنار آن اسلحه کلتم را هم تحویل دادم. اما آن‌ها گفتند اسلحه کلت را نگه دار من هم گرفتم.

متهم نجفی افزود: اسلحه غیر مجاز نبود، اما من در تمدید کارت بی دقتی و قصور کرده‌ام که تمدید نشده است. اسلحه در منزل قبلی ام دور از دسترس بود، اما بعد از انتقال به منزلی که برای مرحومه گرفته بودم اسلحه را در چمدان لباس‌های تابستانی‌ام گذاشته بودم. دو سه بار مرحومه پرسید اسلحه را آورده‌ای گفتم آورده‌ام می‌خواست طرز کار آن را یاد بگیرد. یکی دو بار در کیفرخواست درباره خودکشی با اسلحه مواردی مطرح شده در حالی که اینطور نبود ما با هم شوخی می‌کردیم که با اسلحه همدیگر را بکشیم فقط شوخی بود.

وی ادامه داد: تا دو شب قبل از واقعه چمدان را آوردم و می‌خواستم لباسهایم را بچینم. مرحومه وسایلم را در می‌آورد به من می‌داد من می‌چیدم، اسلحه را دید از او گرفتم و در یکی از قفسه‌های کمد کنار داروهایم گذاشتم با این هدف که بعد از انجام کار خشاب‌های آن را دربیاورم و در جایی مخفی کنم.

 

  • منبع : www.mizanonline.com

اخبار مرتبط

محمدعلی نجفی تهدید نکرده است

7 تیر 1399
محمدعلی نجفی تهدید نکرده است

پدر هم مثل رومینا در این پرونده قربانی شرایط اجتماعی شده /لزوم تخفیف در مجازات قاتل رومینا

12 خرداد 1399
پدر هم مثل رومینا در این پرونده قربانی شرایط اجتماعی شده /لزوم تخفیف در مجازات قاتل رومینا

بررسی حقوقی قتل رومینا اشرفی

10 خرداد 1399
بررسی حقوقی قتل رومینا اشرفی

دادگاه باز هم مرگ میترا استاد را "قتل عمد" توسط نجفی تشخیص داد

27 اردیبهشت 1399
دادگاه باز هم مرگ میترا استاد را

لایحه دفاعی پرونده نجفی در دور سوم رسیدگی به دادگاه ارایه شد

20 اردیبهشت 1399
لایحه دفاعی پرونده نجفی در دور سوم رسیدگی به دادگاه ارایه شد

حبس یک تا ۳ سال در انتظار نجفی

14 اردیبهشت 1399
حبس یک تا ۳ سال در انتظار نجفی

«محمدعلی نجفی» برای سومین بار محاکمه می‌شود

13 اردیبهشت 1399
 «محمدعلی نجفی» برای سومین بار محاکمه می‌شود

شجریان: روح زمانه؛ فراتر از خبر

3 اسفند 1398
شجریان: روح زمانه؛ فراتر از خبر

مناظره با موضوع: بررسی مهمترین چالش‌های پیش روی هیأت مدیره سی و یکم کانون وکلا

2 اسفند 1398
مناظره با موضوع: بررسی مهمترین چالش‌های پیش روی هیأت مدیره سی و یکم کانون وکلا

مناظره میان نامزدهای انتخابات هیات مدیره کانون

28 بهمن 1398
مناظره میان نامزدهای انتخابات هیات مدیره کانون

وزارت علوم تحقیبقات و فناوری مرکز

27 بهمن 1398
وزارت علوم تحقیبقات و فناوری مرکز

یادآوری نشست: «مصوبات دادگاه عالی انتظامی قضات و چالش های پیش رو »

20 بهمن 1398
یادآوری نشست: «مصوبات دادگاه عالی انتظامی قضات و چالش های پیش رو »

نشست و هم اندیشی در خصوص مصوبات دادگاه عالی انتظامی قضات و چالش های پیش رو

18 بهمن 1398
نشست و هم اندیشی در خصوص مصوبات دادگاه عالی انتظامی قضات و چالش های پیش رو

نشست تخصصی«بررسی نقش قواعد حقوقی در نهادینه‌ سازی اخلاق در جامعه »

15 بهمن 1398
نشست تخصصی«بررسی نقش قواعد حقوقی در نهادینه‌ سازی اخلاق در جامعه »

خاطرات دفترخانه – جدال حق و باطل

8 بهمن 1398
خاطرات دفترخانه – جدال حق و باطل

نگاهی معاصر به مجازات قصاص

20 آبان 1398
نگاهی معاصر به مجازات قصاص

آیین نکوداشت معلم سترگ حقوق عمومی استاد سید محمد هاشمی

11 آبان 1398
 آیین نکوداشت معلم سترگ حقوق عمومی استاد سید محمد هاشمی

« به مناسبت زاد روز استاد سید قاسم زمانی » گروه حقوق خانه اندیشمندان علوم انسانی

2 شهریور 1398
« به مناسبت زاد روز استاد سید قاسم زمانی » گروه حقوق خانه اندیشمندان علوم انسانی

توضیحات «مسعود استاد» درباره بخشش «نجفی»

23 مرداد 1398
توضیحات «مسعود استاد» درباره بخشش «نجفی»

حکم پرونده محمدعلی نجفی هنوز صادر نشده است

6 مرداد 1398
حکم پرونده محمدعلی نجفی هنوز صادر نشده است