3 آذر 1398
خاطرات دفترخانه (قسمت شانزدهم) – بورسیه تحصیلی در ایتالیا

خاطرات دفترخانه (قسمت شانزدهم) – بورسیه تحصیلی در ایتالیا

حاجی آقا با گشاده‌رویی و لبخند ملیحی که بر لب داشت اجازه خواست تا وارد دفتر کارم شود و من هم تحت تاثیر منش و تواضع ایشان بی‌اختیار برای ادای احترام از جا برخاستم.

پرویز رضایی

کوچک‌اندام و ریز نقش و از آن روحانیونی بود که به تعبیر بعضی چهره‌ای نورانی دارند. فرمی را از کیف خود بیرون آورد و به من داد و خواست بر اساس آن اقرار نامه‌ای تنظیم کنم

نگاهی به متن فرم انداختم مربوط به سفارت ایتالیا بود و طی آن مُقر یعنی حاج آقا ضمن اقرار و اعلام تعداد فرزندانشان و اینکه چند نفر از آنها متاهل و مجرد هستند، تعهد می‌نمود تا هزینه تحصیلی فرزند دومش را در یکی از دانشگاههای آن کشور بپردازد. هزینه‌ای که که بر اساس یک سرچ ساده در گوگل و حساب سرانگشتی نمی‌توانست کمتر از سی میلیون تومان در ماه باشد.

حاجی آقا امامت جماعت یکی از بیمارستان‌های بزرگ و مشهور تهران را به عهده داشت و آقازاده‌شان با مدرک دیپلم مدعی بود بورسیه دکتری در رشته پزشکی یکی از دانشگاههای ایتالیا را گرفته!

لابد حسب صحت قول مومن ایشان راست می‌گفت ..

  • منبع : www.datikan.com
کد امنیتی * CAPTCHA reload_32